جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
عقبنشینی کردن
در مواجهه با نیروهای دشمن قاطع، گردان تصمیم گرفت از میدان جنگ عقب نشینی کند.
از عقیده یا نظر خود برگشتن, حرف (خود را) پس گرفتن
او به سرعت از موضع خود عقب نشینی کرد پس از آنکه متوجه شد مورد استقبال تیم قرار نگرفته است.
عقب نشینی کردن, کنار کشیدن
وقتی خورشید میسوزاند، مارمولکها به سایه پناه میبرند.
عقب نشینی کردن, خلوت گزیدن
پس از یک هفته طولانی، او تصمیم گرفت به کلبه در جنگل پناه ببرد برای کمی آرامش و سکوت.
عقبنشینی
عقبنشینی ارتش از نابودی کامل جلوگیری کرد.
خلوتگزینی, عزلتگزینی
او برای فرار از زندگی شهری به یک خلوتگاه آخر هفته رفت.
عقبنشینی, پسروی
عقبنشینی کوهنوردان از طوفان به موقع بود.
پناهگاه, خلوتگاه
او در باغ پناهگاه خود، دور از شلوغی زندگی شهری، آرامش یافت.
عقبنشینی, نوای عقبنشینی
عقبنشینی با غروب آفتاب پشت اردوگاه به صدا درآمد.
عقبنشینی, پسنشینی
عقبنشینی دقیقاً قبل از طلوع آفتاب نواخته شد.
عقب نشینی (از تصمیم یا نظر)
شرکت پس از واکنش عمومی یک عقبنشینی انجام داد.



























