جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کاهش یافتن
در طول حراجی، قیمت بسیاری از اقلام در فروشگاه کاهش مییابد.
رخ دادن, به وقوع پیوستن
مهمانی این آخر هفته در ساحل برگزار میشود.
پایین رفتن
او باید به زیرزمین پایین میرفت تا برخی از وسایل ذخیره شده را بازیابی کند.
شکست خوردن
ارتش از پذیرش شکست خودداری کرد و با شجاعت از موضع خود دفاع کرد.
غروب کردن
همانطور که به قله تپه پیادهروی میکردیم، منظرهای تماشایی از غروب خورشید را مشاهده کردیم.
غرق شدن, فرو رفتن
وقتی کشتی در خطر است، اولویت این است که مطمئن شویم تمام مسافران قبل از اینکه غرق شود به طور ایمن تخلیه شدهاند.
ثبت شود, در تاریخ ثبت شود
این رویداد به عنوان یک نقطه عطف مهم در توسعه کشورمان در تاریخ ثبت خواهد شد.
پایین رفتن, بلعیده شدن
دارو سخت قورت داده میشد، اما او توانست آن را پایین ببرد.
از کار افتادن, غیر قابل دسترس شدن
سرور ایمیل گاهی اوقات از کار میافتد، که باعث تاخیر در ارتباطات میشود.
پایین آمدن, کاهش یافتن
به نظر میرسید کیفیت محصول پس از تغییر فرآیند تولیدشان کاهش یافته است.
پایین آمدن, کاهش تورم
پس از واکنش آلرژیک، صورت متورم او بالاخره با کمک دارو پایین آمد.
افتادن, فروریختن
باران شدید باعث افتادن چند شاخه در طوفان شد.
محکوم شدن, به زندان افتادن
او میدانست که اگر دستگیر شود، احتمالاً برای مدتی طولانی زندانی خواهد شد.
فارغ التحصیل شدن, ترک کردن
پس از چهار سال مطالعه سخت، او بالاخره آماده است که از دانشگاه کمبریج پایین بیاید.
پایین رفتن, رفتن
هر سال، گردشگران از مناطق شمالی پایین میآیند تا از سواحل و آفتاب جنوب لذت ببرند.
دریافت شدن, پایین رفتن
پیشنهاد او برای تغییر طرح پروژه به خوبی پذیرفته نشد توسط تیم؛ آنها ایده اصلی را ترجیح دادند.



























