جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بزرگ کردن (بچه), بار آوردن (بچه)
پدربزرگ و مادربزرگ نقش مهمی در پرورش نوههای خود داشتند.
چیزی را بالا آوردن
میتوانید جعبه را به طبقه دوم بالا ببرید، لطفاً؟
او موضوع تکنولوژی را در طول بحث مطرح کرد.
مطرح کردن, پیشنهاد دادن
ما باید بهبود مزایا را در جلسه کارکنان مطرح کنیم.
ناگهانی متوقف کردن, به زودی متوقف کردن
ویژگی ایمنی برای توقف ناگهانی پله برقی در مواقع اضطراری طراحی شده است.
ناگهان متوقف کردن, به طور ناگهانی متوقف کردن
او ماشین را درست به موقع متوقف کرد تا از برخورد جلوگیری کند.
ارتقا دادن, بالا بردن
او چندین کارمند را پس از تشخیص سختکوشیشان ارتقا داد.
راه اندازی, فعال کردن
راهنمای کاربر دستورالعملهایی برای راهاندازی نرمافزار ارائه میدهد.
نمایش دادن, باز کردن
من نمایش دادم صفحه گسترده را در جلسه تا همه ببینند.
هویدا ساختن
جادوگر کلمات باستانی را زمزمه کرد و توانست یک ققنوس باشکوه را از خاکستر ظاهر کند.
استفراغ کردن, بالا آوردن
بوی تند دارو تقریباً او را وادار به استفراغ کرد.



























