جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
سر خوردن
اسکیت باز توانست به راحتی روی لایه نازک یخ بلغزد.
سر دادن
خلبان با مهارت هواپیما را روی ابرها به پرواز درآورد، که به مسافران منظرهای نفسگیر از بالا ارائه داد.
به آرامی لمس کردن, سر خوردن
طناب بازی در دستان کودک بازیگوش گهگاه زمین را لمس میکرد در حالی که با شادی میپرید.
*چربی گرفتن
سرآشپز تصمیم گرفت ناخالصیها را از سوپ بردارد، تا عصارهای شفاف و خوشطعم فراهم شود.
مرور کردن, سریع خواندن
با زمان محدود قبل از امتحان، او تصمیم گرفت کتاب درسی را مرور سریع کند تا مفاهیم اساسی را درک کند.
پرتاب سنگ به صورت افقی روی آب, سنگ را روی آب به صورت جهنده پرتاب کردن
با یک حرکت مچ دست، جیک توانست سنگ تخت عالی را بر روی حوضچه به پرواز درآورد.
کف گیری, پوشاندن با یک لایه نازک
بعد از جوشاندن سوپ، یک لایه نازک چربی شروع به پوشاندن سطح کرد.
به طور خلاصه پرداختن, مرور کردن
در طول جلسه، مدیر تصمیم گرفت به مرور اجمالی مسائل بودجه بپردازد و فقط بر ارقام کلیدی تمرکز کند.
کپی غیرقانونی, دزدیدن اطلاعات
کسی در فروشگاه کارت مرا skim کرد.
خواندن سریع, نگاه اجمالی
من قبل از جلسه گزارش را سریع مرور کردم.
لایه نازک, پرده
یک لایه نازک از خامه روی شیر شناور بود.
بدون چربی, کم چرب
من شیر کم چرب را در قهوهام ترجیح میدهم.
درخت واژگانی



























