جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
افزایش یافتن (از نظر هزینه)
رویدادهای جهانی میتوانند قیمت کالاها را بالا ببرند.
جمع کردن, به دست آوردن
آنها با استفاده از خدمات پریمیوم، بدون اینکه بدانند، صورتحساب بزرگی انباشته کردند.
جمع کردن, مجموع کردن
عملکرد استثنایی ورزشکار به او کمک کرد تا در مسابقات دو و میدانی به دست آورد مجموعۀ چشمگیری.
به سرعت دوختن, عجولانه سرهم کردن
او به سرعت یک لباس زیبا برای مهمانی دوخت.
به سرعت دویدن به سمت, عجله کردن به سمت
او پیشنهاد داد که آنها برای گرفتن تنقلات قبل از شروع فیلم در خیابان بدوند.
بالا بردن, برافراشتن
رهبر پیشآهنگ به جوانان آموخت که چگونه پرچم پیشآهنگی را با دقت بالا ببرند.
به سرعت افزایش یافتن, سریع رشد کردن
پس از گزارش درآمد مثبت، قیمت سهام شرکت شروع به افزایش سریع کرد و به ارتفاعات جدیدی رسید.
برپا کردن, نصب کردن
با نزدیک شدن طوفان، آنها تصمیم گرفتند یک چادر موقت برپا کنند تا پناه بگیرند.



























