جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قفسه
او کتابها را روی قفسه در اتاق مطالعه قرار داد.
گوشت دنده
آشپز یک دنده بره را برای شام آماده کرد.
رگال لباس
مجلات روی قفسه کیوسک روزنامهفروشی چیده شده بودند.
گام رَک, حرکت رَک
اسب با یک rack نرم در سراسر مزرعه حرکت کرد.
چرخ, دستگاه شکنجه
شکنجهگر دستگاه شکنجه را برای زندانی آماده کرد.
ویرانی, فروپاشی
طوفان شهر را در یک توده از آوار رها کرد.
یک دسته, یک بسته
او یک رَک برای آن کفشهای کتانی جدید خرج کرد.
حرکت کردن با گام آهسته و ریتمیک, با حرکتی موزون راه رفتن
اسب با وقار در میان مزرعه حرکت خاصی داشت، حرکاتش نرم و پیوسته بود.
پیچاندن, شکنجه دادن
تمرین شدید عضلاتش را کشید، و او را برای روزها دردناک گذاشت.
کشیدن, شکنجه دادن با دستگاه کشش
جاسوس دستگیر شده به طور وحشیانهای کشیده شد تا اطلاعات از او استخراج شود.
بستن, محکم کردن
ملوان طنابها را جمع کرد تا مطمئن شود که خطوط برای مانور بعدی به خوبی محکم شدهاند.
پهن کردن, خشک کردن روی قفسه
خیاط پارچه را روی قفسه قرار داد تا قبل از برش الگوها خشک شود.
شکنجه دادن, آزار دادن
نگرانی مداوم درباره فرزند گمشدهاش او را عذاب میداد.
تصفیه کردن, کشیدن
شرابساز با دقت شراب را انتقال داد تا رسوبات را قبل از بطری کردن حذف کند.
به سرعت پرواز کردن, به طور نامنظم حرکت کردن
ابرها در آسمان با سرعت حرکت میکردند، از طوفان نزدیک شونده پیشی میگرفتند.
آزار دادن, شکنجه کردن
خانواده فقیر تحت فشار بدهیها رنج میبرد، در حالی که زیر بار وامهای ستمگرانه دست و پنجه نرم میکرد.
آویزان کردن, ذخیره کردن
او پس از ورود مهمانها کتها را در کمد راهرو آویزان کرد.



























