جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بندر شلوغ پر از کشتیهایی از سراسر جهان بود.
جناره سمت چپ قایق یا کشتی
خدمه در حین پهلوگیری به سمت چپ کشتی منتقل شدند.
سوملیه توصیه کرد دسر را با یک لیوان پورت کهنه همراه کنید.
ورودی (فلش، کابل موس و غیره), درگاه (فلش، کابل موس و غیره)
کامپیوتر چندین پورت USB برای اتصال دستگاههای خارجی دارد.
ماهیگیران قایقهای خود را محکم در بندر بستند قبل از اینکه به خانه بروند.
مزغل, سوراخ شلیک
دریچه توپ تانک به خدمه اجازه میداد با ایمنی شلیک کنند.
به سمت چپ میچرخاند, به سمت چپ میگرداند
کاپیتان کشتی را به چپ چرخاند تا از صخره اجتناب کند.
پورت کردن, سازگار کردن
توسعهدهندگان برنامه را به یک پلتفرم جدید منتقل کردند.
پورت نوشیدن, مصرف شراب پورت
او بعد از شام یک لیوان کوچک پورت نوشید.
حمل کردن, بردن
سرباز تفنگش را حمل کرد و آن را از روی سینهاش عبور داد.
حمل کردن, انتقال دادن
او جعبه سنگین را به بالای پلهها منتقل کرد.
در بندر پهلو گرفتن, به بندر رسیدن
کشتی باری در سپیدهدم در بندر پهلو گرفت.
لنگر انداختن, تخلیه کردن
تاجر کالاها را به بندر منتقل کرد.
چپ, سمت چپ
بال چپ هواپیما قبل از پرواز بازرسی شد.
درخت واژگانی



























