glial cellgluten bread
از 25
glial cellgluten bread
glial cell[n]

سلول گلیال,نوروگلیا

glib[adj]

زبان‌باز

glide[v][n]

*سر خوردن • سر خوردن,پرواز بدون تلاش

glide by[v]

عبور کردن,سر خوردن

glider[n]

بادپرکیسه‌دار

gliding[n]

پرواز با گلایدر

glimmer[n][v]

یک درخشش,یک درخشش کم نور • سوسو زدن

glimmering[adj][n]

درخشنده,تابان • درخشش,تلألؤ

glimpse[n][v]

نگاه اجمالی,لمحه • نگاه کوتاهی انداختن

glint[v][n]

درخشیدن,برق زدن • یک درخشش,یک بازتاب

glinting[adj]

درخشنده,پرتوافشان

glissade[n][v]

حرکت لغزشی پاها کنار هم • اجرای یک گلیساد، در باله

glissando[n][adv]

گلیساندو • به صورت گلیساندو

glisten[v][n]
glistening[adj]

درخشان,براق

glistering[adj]

درخشان,پر زرق و برق

glitch[n][v]

اشکال,خطا • عیب (فنی یا نرم‌افزاری) پیدا کردن

glitch music[n]

موسیقی گلیچ

glitchy[adj]

آسیب‌پذیر (از نظر فنی یا نرم‌افزاری)

glitter[v][n]

درخشیدن,برق زدن • درخشش,برق

glittering[adj]

درخشان

glittery[adj]

درخشنده,پرزرق و برق

glitz[n]

درخشش,تجمل

glizzy[n]

یک هات داگ,یک سوسیس

gloam[n]

گرگ و میش,شب خوش

gloaming[n]

گرگ و میش,شب خوش

gloat[v][n]

پز دادن (موفقیت خود) • رضایت بدخواهانه,شادی بدخواهانه

gloating[n]

فخر‌فروشی

global[adj]

جهانی

global aphasia[n]

آفازی جهانی,آفازی کامل

global capitalism[n]

سرمایه‌داری جهانی

global climate change[n]

تغییرات آب و هوایی جهانی, گرمایش جهانی

global economy[n]
global positioning system[phrase]

جی‌پی‌اس

global surface temperature[n]

دمای سطح جهانی,میانگین دمای سطح زمین

global village[n]

دهکده جهانی

global warming[n]

گرمایش جهانی

globalism[n]

جهانی‌گرایی

globalist[n]

جهان‌گرا,گلوبالیست

globalization[n]

جهانی‌سازی

globally[adv]

در سطح جهانی

globe[n]

کره زمین

globe artichoke[n]

کنگرفرنگی

globe of death[n]

کره مرگ (موتورسواری)

globe-trot[v]

دور دنیا سفر کردن,گشت و گذار در جهان

globefish[n]

ماهی بادکنکی,فوگو

globose[adj]

کروی‌شکل

globular[adj]

کروی

glockenspiel[n]

گلوکن‌اشپیل

glogg[n]

*گلوگ

glomerular filtration rate[n]

نرخ فیلتراسیون گلومرولی

gloom[n]

تاریکی,اندوه

gloomy[adj]

گرفته (هوا)

gloomy gus[n]

آدم عبوس,شخص غمگین

glorification[n]

تمجید

glorified[adj]

ستوده شده، مبالغه آمیز

glorified rice[n]

برنج شکیل

glorify[v]

تجلیل کردن

glorious[adj]

باشکوه

gloriously[adv]

با شکوه,عالی

glorpy[n]

گلورپی (پارچه جادویی متحرک)

glory[n][v]

سربلندی • افتخار کردن,شادمانی کردن

glory days[n]

روزهای افتخار,عصر طلایی

gloss over[v]

مختصر توصیف کردن

glossa[n]

گلوسا,زبان

glossary[n]

فهرست اصطلاحات

glossopharyngeal nerve[n]

عصب گلوسوفارنژیال,عصب جمجمه ای گلوسوفارنژیال

glossy[adj][n]

صاف و براق • براق,عکس براق

glossy grape[adj]

انگوری صیقلی

glottal[adj][n]

حنجره‌ای (آواشناسی) • آوای چاکنایی (آواشناسی)

glottal stop[n]

هم‌خوان انسدادی‌چاکنایی (آواشناسی)

gloucester old spot[n]

Gloucester Old Spot,نژادی از خوک خانگی که به خاطر پوشش سفید با لکه‌های سیاه، خلق و خوی خوش و تولید گوشت با کیفیت بالا شناخته می‌شود

glove[n]

دستکش

glove compartment[n]

محفظه دستکش,بخش دستکش

glove doll[n]

عروسک دستکشی,عروسک دستی

glove maker[n]

سازنده دستکش,دستکش ساز

glove puppet[n]

عروسک دستکشی,عروسک انگشتی

glow[v][n]

درخشیدن • درخشش,نور

glow-down[n]

افت ظاهر,سقوط استایل

glow-up[n]

دگرگونی قابل توجه,تحول چشمگیر

glower[v][n]

اخم‌وتخم کردن • تروشرویی

glowering[adj]

ترشرو,عصبانی

glowie[n]

گلویی,مخبر مشکوک

glowing[adj]

مشتاق

glowworm[n]

کرم شب‌تاب

glucagon[n]

گلوکاگون

glucose[n]

گلوکز

glue[n][v]

چسب • چسباندن,به هم چسباندن

glue foot[n]

پای چسبنده,استاد تخته موج سواری

glue gun[n]

چسب حرارتی تفنگی

glue stick[n]

چسب میله ای,میله چسب

glued fold binding[n]

صحافی بروشوری

glued pad binding[n]

ته‌بندی

glued to the spot[phrase]

سر جایش میخکوب

gluey[adj]

چسبنده,غلیظ و چسبناک

glug[v]

با صدا ریختن,قل قل کردن

glut[v][n]

پرخوری کردن • وفور,زیادی

glutamate[n]

گلوتامات,یک ترکیب اساسی مشتق از اسید گلوتامیک، جزء جدایی ناپذیر از عملکردهای بیولوژیکی و شناخته شده برای نقش آن به عنوان یک انتقال دهنده عصبی در سیستم عصبی مرکزی

gluten[n]

گلوتن

gluten bread[n]

*نان گلوتن‌دار

LanGeek
دانلود برنامه