سلول گلیال,نوروگلیا
زبانباز
*سر خوردن • سر خوردن,پرواز بدون تلاش
عبور کردن,سر خوردن
بادپرکیسهدار
پرواز با گلایدر
یک درخشش,یک درخشش کم نور • سوسو زدن
درخشنده,تابان • درخشش,تلألؤ
نگاه اجمالی,لمحه • نگاه کوتاهی انداختن
درخشیدن,برق زدن • یک درخشش,یک بازتاب
درخشنده,پرتوافشان
حرکت لغزشی پاها کنار هم • اجرای یک گلیساد، در باله
گلیساندو • به صورت گلیساندو
درخشان,براق
درخشان,پر زرق و برق
اشکال,خطا • عیب (فنی یا نرمافزاری) پیدا کردن
موسیقی گلیچ
آسیبپذیر (از نظر فنی یا نرمافزاری)
درخشیدن,برق زدن • درخشش,برق
درخشان
درخشنده,پرزرق و برق
درخشش,تجمل
یک هات داگ,یک سوسیس
گرگ و میش,شب خوش
گرگ و میش,شب خوش
پز دادن (موفقیت خود) • رضایت بدخواهانه,شادی بدخواهانه
فخرفروشی
جهانی
آفازی جهانی,آفازی کامل
سرمایهداری جهانی
تغییرات آب و هوایی جهانی, گرمایش جهانی
جیپیاس
دمای سطح جهانی,میانگین دمای سطح زمین
دهکده جهانی
گرمایش جهانی
جهانیگرایی
جهانگرا,گلوبالیست
جهانیسازی
در سطح جهانی
کره زمین
کنگرفرنگی
کره مرگ (موتورسواری)
دور دنیا سفر کردن,گشت و گذار در جهان
ماهی بادکنکی,فوگو
کرویشکل
کروی
گلوکناشپیل
*گلوگ
نرخ فیلتراسیون گلومرولی
تاریکی,اندوه
گرفته (هوا)
آدم عبوس,شخص غمگین
تمجید
ستوده شده، مبالغه آمیز
برنج شکیل
تجلیل کردن
باشکوه
با شکوه,عالی
گلورپی (پارچه جادویی متحرک)
سربلندی • افتخار کردن,شادمانی کردن
روزهای افتخار,عصر طلایی
مختصر توصیف کردن
گلوسا,زبان
فهرست اصطلاحات
عصب گلوسوفارنژیال,عصب جمجمه ای گلوسوفارنژیال
صاف و براق • براق,عکس براق
انگوری صیقلی
حنجرهای (آواشناسی) • آوای چاکنایی (آواشناسی)
همخوان انسدادیچاکنایی (آواشناسی)
Gloucester Old Spot,نژادی از خوک خانگی که به خاطر پوشش سفید با لکههای سیاه، خلق و خوی خوش و تولید گوشت با کیفیت بالا شناخته میشود
دستکش
محفظه دستکش,بخش دستکش
عروسک دستکشی,عروسک دستی
سازنده دستکش,دستکش ساز
عروسک دستکشی,عروسک انگشتی
درخشیدن • درخشش,نور
افت ظاهر,سقوط استایل
دگرگونی قابل توجه,تحول چشمگیر
اخموتخم کردن • تروشرویی
ترشرو,عصبانی
گلویی,مخبر مشکوک
مشتاق
کرم شبتاب
گلوکاگون
گلوکز
چسب • چسباندن,به هم چسباندن
پای چسبنده,استاد تخته موج سواری
چسب حرارتی تفنگی
چسب میله ای,میله چسب
صحافی بروشوری
تهبندی
سر جایش میخکوب
چسبنده,غلیظ و چسبناک
با صدا ریختن,قل قل کردن
پرخوری کردن • وفور,زیادی
گلوتامات,یک ترکیب اساسی مشتق از اسید گلوتامیک، جزء جدایی ناپذیر از عملکردهای بیولوژیکی و شناخته شده برای نقش آن به عنوان یک انتقال دهنده عصبی در سیستم عصبی مرکزی
گلوتن
*نان گلوتندار