بیشتر به خود تکان دادن
به خود جنبیدن
اذیت کردن
فرار کردن
حرف غیر مرتبط به بحث زدن
قسر در رفتن
از کاری قسر در رفتن
برگشتن
انتقام گرفتن,تلافی کردن
دوباره سر کاری برگشتن
مجدد تماس گرفتن
عصبانی کردن
عقب افتادن
شیر دوشیدن از گاو نر
عجله کردن
گلیم خود را از آب بیرون کشیدن
جوگیر شدن
درگیر چیزی شدن
لباس عوض کردن
بر روحیه کسی تاثیر گذاشتن
ابراز نارضایتی کردن
به کاری پرداختن
رفتن سر اصل مطلب
لباس پوشیدن
اولین تجربه را به دست آوردن
حرص کسی را درآوردن
آغاز کردن
موی خود را کوتاه کردن
آستین بالا زدن
از چیزی سخت و پیچیده سر در آوردن
عروسی کردن
با کسی تماس گرفتن
در مشت خود گرفتن
سوار شدن (هر وسیله نقلیه)
پرخاشگرانه گیر دادن
روی اعصاب کسی راه رفتن
به یک فعالیت در حال انجام پیوستن
برای سهم بردن وارد شدن
فوراً متوجه شدن
مانع کسی/چیزی شدن
برای سوء استفاده از کسی به او نزدیک شدن
دخیل شدن
رو فرم آمدن
به دردسر افتادن
عصبانی شدن
ازدواج کردن
حواس کسی را از چیزی پرت کردن
ارزش خرج کردن داشتن
به جایی نرسیدن
پیاده شدن (از اتوبوس، قطار و غیره)
دست از سر کسی برداشتن
حرف دل خود را زدن
به نظر جذاب آمدن
شروع بدی داشتن
با موفقیت شروع شدن
سوار شدن (قطار، اتوبوس و غیره)
به زمان خاصی نزدیک شدن
روی اعصاب کسی رفتن
افاضه فضل کردن
تعلل را کنار گذاشتن
شروع به بحث در مورد چیزی کردن
کنترل چیزی را به دست گرفتن
ادامه دادن,پیگیری کردن
بالاخره چیزی را فهمیدن
فاش شدن
از زیر کار در رفتن
از دنده چپ بلند شدن
سریع جیم شدن
دست از سر کسی برداشتن
دست از سر کسی برداشتن
بهبود یافتن
تمام کردن,خلاص شدن از
تلافی کردن
بیخودی جوش آوردن
گذراندن