دل را به تپش انداختن
جدی شدن
(از شر چیزی یا کسی) خلاص شدن
دور زدن (مشکلات و غیره)
خود را جمعوجور کردن
شروع کردن
چیزی را فهمیدن
گیر کردن,ماندن
گیر کردن
اصول اولیه را بلد بودن
برتری داشتن
هو شدن
با شور و جدیت دست به کار شدن
علاقه شدید به چیزی پیدا کردن
فرصت داشتن
قلق چیزی دست آمدن
اخراج شدن
جک را متوجه شدن
تندتر جنبیدن
ارزیابی کردن
متوجه منظور شدن
موضوع را کامل فهمیدن
حرف تند شنیدن
اخراج شدن
دست بهکار شدن
اشتباه برداشت کردن
دوام آوردن
متوجه کردن
آزار دادن
قدم اول را برداشتن
با چیزی کنار آمدن
آشنا شدن
بالا تنه هم را لمس کردن
ریشهٔ ماجرا را پیدا کردن
به فکر کسی یا چیزی افتادن
دور هم جمع شدن • گردهمایی غیررسمی,جمع دوستانه
درست تلفظش کردن
روان تلفظ کردن
لباس در آوردن
بلند شدن
روی اعصاب کسی راه رفتن
از دنده چپ بلند شدن
درگیر چیزی شدن
(به چیزی) عادت کردن
بویی از چیزی بردن
حرف را اشتباه گرفتن
با کسی وارد رابطه شدن
خود را با اوضاع وفق دادن
بدتر شدن,سلامتی بدتر شدن
ابتدا
فرار,گریز
لباس,پوشاک
آبفشان • فوران کردن,جوشیدن
دوستدختر (در مکالمه آنلاین، شبکههای اجتماعی و غیره)
بتن تقویت شده با الیاف شیشه
قاپاما
لباس هندی با شلوار گشاد و تونیک بالای زانو
وحشتناک
گاتام
*روغن حیوانی گی
خیارشور
دستگاه قابلحمل پخش موسیقی
روح • سر خوردن,شناور شدن
*مورچه شبح
رقص آیینی بومیان آمریکا
مهندس روح,برنامهنویس روح
آشپزخانه شبح,رستوران مجازی
نت شبح
کوچکترین شانس
داستان ارواح
شهر متروکه
سفید گچی
کلمه روح,کلمه اشتباه
شبح مانند,شبح وار
شبح مانند,ترسناک
سایهنویس
غارتگر گورها,کندنکننده اجساد
هولناک
گرلین,هورمون گرسنگی
غولپیکر • غول,غول پیکر
سوسک بزرگ
گاو کوهی بزرگ
گراز بزرگ جنگلی