رفتن به پای صندوق رأی
هرچه در توان داشتن گذاشتن
حسابی مایه گذاشتن
پابهپای کسی رقابت کردن
ترکیب خوبی بودن
از حد گذشتن
موثر بودن (در دستیابی به یک هدف یا هدف خاص)
زیر آب رفتن • حشره توپی,حشره رولیتی
افزایش یافتن
برای چیزی در دسترس بودن,برای فروش گذاشته شدن برای
شکست مفتضحانه خوردن
بر باد رفتن
خیلی عصبانی شدن
برای قدم زدن رفتن
تماموکمال انجام دادن
موافقت کردن
همرنگ جماعت شدن
همرنگ جماعت شدن
بدون چیزی یا کسی سر کردن
بدیهی بودن
به مشکل برخوردن
زرد شدن
چراغ سبز,تأیید • آزاداندیش
تلاش ناموفق,تلاش جدید
واسطه,میانجی
کالسکه بچه,وسیله نقلیه کوچک برای کودک
فرد جاهطلب
رقصنده کلوپ شبانه
کارت,گو-کارت
گوموشن
ترجیح داده شده,مورد اعتماد
میله تیز,چوب تیز • تحریک کردن,تشویق کردن
هدف
منطقه گل,محوطه دروازه
تفاضل گل,تفاوت گل
ضربه دروازه,ضربه کرنر
خط دروازه,خط گل
فناوری خط دروازه,سیستم تشخیص گل
هدفگرا
گلبال,توپ هدف
دروازه بان,گلر
دروازهبان
دروازهبانی,نقش دروازهبان
بی گل,گل نزده
تیر دروازه
گلزنی
دروازه بان,محافظ دروازه
*گوآنا
بز
پنیر بز
چوپان بز,نگاهدار بز
سرگین بز,بیارزش
بسیار با استعداد,بهترین در یک مهارت خاص
ریش پروفسوری
ریش بزی دار,دارای ریش کوچک نوک تیز در چانه
پوست بز
بلعیدن • صدای بوقلمون,صدای مشخص بوقلمون
بااشتیاق خوردن
حریصانه خوردن
بوقلمون نر بالغ
احمق,نادان
جام
گابلین
حالت گابلین,وضعیت گابلین
گوبو,استنسیل نور
پرحرف,چرندگو
شوکه
خدا
خدای قادر مطلق,قادر مطلق
واعظ مزاحم,مبلغ آزاردهنده
حالت خدا,حالت شکست ناپذیر
رول الهی,ترکیب ایدهآل
تیم خدا,گردان الهی
وحشتناک,بسیار بد
خداترس
فردی بسیار با استعداد
فرزندخوانده
لعنتی • لعنتي,بسيار • لعنت به,انگار
دخترخوانده
الهه
پدر خوانده
متروک
خدایی,ذات الهی
خدانشناس
خدایی,شبیه خدا
الهی,ناشی از خدا
مادر خوانده
پدرخوانده یا مادرخوانده
امداد غیبی
پسرخوانده
*گیلانشاه نوکراست
حشره
با حیرت خیره شدن,با تعجب نگاه کردن
جعبه تصویر,تلویزیون
عینک ایمنی