guttergyudon
از 25
guttergyudon
gutter[n][v]

ناودان • مجهز به ناودان,دارای ناودان کردن

gutter press[n]

گروه یا نهادی بانفوذ

guttermouth[n]

آدم دهان کثیف,فحاش

guttural[adj][n]

صدایی شبیه به صدای قورباغه و کلاغ • حلقی,صامت حلقی

guv'nor[n]

آقا,رئیس

guy[n][v]

مرد • پشتیبانی با کابل,ثابت کردن با سیم نگهدارنده

guy rope[n]

طناب مهار,طناب نگهدارنده

guzheng[n]

گوژنگ

guzzle[v]

زیاد نوشیدن

gwaai[n]

سیگار,نخود

gy[n]

گری,واحد گری

gym[n]

باشگاه

gym mat[n]

مت ورزشی,زیرانداز ژیمناستیک

gym rat[n]

پایه‌ثابت باشگاه

gym shoe[n]

کتانی

gymkhana[n]

جیمخانا,مسابقه اسب سواری مبتنی بر سرعت و مهارت

gymnasium[n]

دبیرستان,سالن ورزشی

gymnast[n]

ژیمناست

gymnastic[adj]

فعال پر انرژی

gymnastics[n]

ژیمناستیک

gymslip[n]

سارافون مدرسه (انگلیس و...)

gynecocracy[n]

زن‌سالاری

gynecologic[adj]

زنان

gynecologic cancer[n]

*سرطان اندام تناسلی زنان

gynecological[adj]

مربوط به زنان و زایمان

gynecologist[n]

متخصص زنان و زایمان

gynecology[n]

پزشکی زنان

gyoza[n]

گیوزا (دلمه ژاپنی)

gypsum[n]

سنگ گچ

gypsy jazz[n]

جاز کولی,جاز مانوش

gypsy moth[n]

شاپرک کولی

gyrate[v]

مارپیچ رفتن

gyro[n]

یک گیرو,یک غذای یونانی

gyrocar[n]

جایروکار,وسیله نقلیه ژیروسکوپی

gyroscope[n]

ژیروسکوپ

gyrus[n]

شکنج مغز

gyrus cinguli[n]

ژیوروس سینگولی,چین سینگولی

gyudon[n]

گیودون (خوراک ژاپنی)

LanGeek
دانلود برنامه