روشی برای انتقال پول
کمربند,نوار • بستن یک کمربند دور,محکم بستن با کمربند
دستگاه,ابزار
لب کلام
احمق,نادان
لباس زیر,شورت مردانه
گیتارن,سیتول
چیزی را به کسی دادن • کشسانی,فنر
به کسی زنگ زدن
به کسی زنگ زدن
به کسی شانس اثبات خود یا نظرات خود را دادن
به کسی حق انتخاب دادن
به کسی یا چیزی اهمیت دادن
اهمیت دادن
کاری را برای بار اول امتحان کردن
خود را خوب نشان دادن
به کسی کمک کردن
اهمیت دادن
کسی را اذیت کردن
سر کسی را درد آوردن
اهمیت دادن
کسی را در آغوش گرفتن
کسی را بوسیدن
در حضور جمع صحبت کردن
به کسی چیزی یاد دادن
کسی را سوار کردن
شلوار کسی را از پشت بالا کشیدن
بیخیال چیزی شدن
یک نگاه سریع انداختن
از خطای کسی گذشتن
مهارتها و استعدادهای خود را به نمایش گذاشتن
به کسی حسابی توپیدن
مدتی دست از چیزی کشیدن
کسی را سوار کردن
به کسی زنگ زدن
حسابی به چالش کشیدن
اهمیت دادن
امتحان کردن
در حضور جمع صحبت کردن
اهمیت دادن
چیزی را امتحان کردن
چیزی را امتحان کردن
چیزی را امتحان کردن
از کسی/چیزی فاصله گرفتن
همه توان خود را گذاشتن
یک قدم هم کوتاه نیامدن
سازش و مدارا کردن
کم نیاوردن
اهدا کردن
پس آوردن
پشت سر کسی شاخ گذاشتن
تعقیب کردن,تعقیب دادن
سختکوشی کسی را ستایش کردن
کسی را به شکست سوق دادن
یک ادعا را اثبات کردن
هر کاری لازم باشد کردن
تولید کردن
به کسی روحیه دادن
کسی را حسابی شماتت کردن
به کسی کمک کردن
در برابر کسی یا چیزی تسلیم شدن
به کسی اطلاعات دادن
رک و راست گفتن
از چیزی بیشتر خوش آمدن
دیگران را از تصمیم یا قصد خود آگاه کردن
وقف کردن
ساطع کردن
کموبیش
توزیع کردن
متوقف کردن,قطع کردن
اجازه انجام کاری را به کسی دادن
چیزی را اولویت قرار دادن
هر کاری کردن
منجر شدن
زبوندرازی کردن
با کسی قدش زدن
سپاسگزاری کردن,ابراز قدردانی کردن
انگشت وسط نشان دادن
از حق نگذشتن
انگشت وسط نشان دادن
راز را لو دادن
با نگاه نخ دادن
حس خاصی در دیگران ایجاد کردن
موافقت کردن
کسی را سر دواندن