ggame boy
از 25
ggame boy
g[n]

سل (نت موسیقی)

g clef[n]

کلید سل

g-check[n]

آزمایش اعتبار,چالش اصالت

gab[v][n]

زیاد صحبت کردن • گفتگو,گپ

gabapentin[n]

گاباپنتین

gabardine[n]

بارانی گاباردین

gabble[v][n]

تند و نامفهوم حرف زدن • پرحرفی,صحبت سریع و نامفهوم

gabby[adj]

پرحرف,وراج

gaberdine[n]

گاباردین,پالتوی گشاد تا مچ پا

gabfest[n]

گفتگوی غیر رسمی,صحبت سبک

gable[n]

شیروانی (معماری)

gable end[n]

دیوار مثلثی انتهای شیروانی

gable wall[n]

دیوار شیروانی

gable window[n]

پنجره شیروانی,پنجره در انتهای شیروانی

gabled[adj]

با سقف مثلثی,با سقف دو شیب

gaboon viper[n]

*مار زهرافکن

gabriel[n]

جبرئیل (فرشته‌ای که پیام‌آور خدا بود)

gadfly[n]

مگس گاو,گادفلی

gadget[n]

ابزارک

gadroon[n]

خیاره

gaelic[adj][n]

گائلیک,سلتی • زبان گیلیک

gaelic athletic association[n]

انجمن ورزشی گائلیک,سازمان ورزش‌های سنتی گائلیک

gaelic football[n]

فوتبال گیلیک,فوتبال گیلیک

gaelic languages[n]

زبان‌های گیلیک‌تبار

gaffe[n]

گاف

gaffer[n]

سرکارگر,ناظر

gag[n][v]

جوک • محدود کردن (آزادی بیان)

gaga[adj]

دیوانه,مجنون

gaga ball[n]

توپ گاگا,بازی گاگا بال

gage[n][v]

گیج,ابزار اندازه‌گیری • شرط بستن,قمار کردن

gagged[adj]

شکه‌زده,متعجب

gaggle[n][v]

دسته غاز • صدای غاز دادن

gai hor bai toey[n]

مرغ سوخاری تایلندی

gai yang[n]

خوراک مرغ تایلندی

gaia[n]

گایا (اسطوره)

gaiety[n]

شادمانی

gaily[adv]

با خوشحالی

gain[v][n]

به دست آوردن • افزایش

gain ground[phrase]

پیشرفت کردن

gain knowledge[phrase]

دانش کسب کردن

gain on[v]

به حریف نزدیک شدن

gain trust[phrase]

اعتماد کسی را جلب کردن

gain weight[phrase]

وزن اضافه کردن

gainfully[adv]

به صورت سودآور، به صورت مفید

gains[n]

پیشرفت,دستاورد

gainsay[v]

رد کردن

gainsboro[adj]

خاکستری مات

gait[n]

گام

gal[n]

گالن,گال

gala[n]

جشن

galabia[n]

ردای بلند آفریقایی

galactic[adj]

وابسته به کهکشان

galactose[n]

*گالاکتوز

galago[n]

شب‌دوست

galah[n]

طوطی‌کاکلی سینه‌صورتی

galangal[n]

*خسرودار

galant music[n]

موسیقی گالانت

galanty show[n]

نمایش سیلوئت,تئاتر سایه

galaxy[n]

کهکشان

galaxy-brain[adj]

مغز-کهکشانی,شبه-عمیق

galbi[n]

*گالبی (نوعی استیک کره‌ای)

gale[n]

تندباد

galia melon[n]

خربزه گالیا,خربزه نوع گالیا

galician[n]

زبان گالیسی

galium odoratum[n]

گالیوم معطر,اسپرولا معطر

gall[n][v]

بی‌ادبی,جسارت • آزار دادن,عصبانی کردن

gall bladder[n]

کیسه صفرا

gall wasp[n]

*زنبور گال‌زا

gallant[n][adj][v]

مرد خوش پوش,مرد شیک پوش • شجاع,دلیر • عشقبازی کردن,خواستگاری کردن

gallbladder[n]

کیسه صفرا

galleon[n]
gallery[n]

بالکن فوقانی در سالن نمایش

galley[n]

آشپزخانه کشتی,آشپزخانه

galliard[n]

رقص گالیارد

gallic[adj]

گالی یا مربوط به گال یا گالی‌ها

galling[adj]

آزاردهنده,ناراحت کننده

gallivant[v]

گشت زدن,پرسه زدن

gallon[n]

گالن (واحد اندازه‌گیری مایعات)

gallop[v][n]

چهارنعل رفتن • چهارنعل

gallstone[n]

سنگ کیسه صفرا

gallus[n][adj]

کش شلوار,بند شلوار • بی‌پروا,جسور

galore[adj]

بسیار

galosh[n]

گالش

galvanic[adj]

وابسته به برق شیمیایی

galvanism[n]

الکتریسیته شیمیایی

galvanize[v]

انگیختن (ماهیچه‌ها با جریان برق)

gambeson[n]

کت چرمی قرون وسطایی

gambit[n]

(حرکت شطرنج) گامبی

gamble[v][n]

ریسک کردن • قمار

gamble on[v]

ریسک کردن

gambler[n]

قمار باز

gambling[n]

شرط‌بندی

gambling casino[n]

کازینو قمار,خانه قمار

gambling den[n]

قمارخانه

gamboge[adj][n]

زرد مایل به نارنجی • گامبوژ,صمغ زرد

gambol[n][v]

دویدن شاد,پرش شادمانه • ورجه‌وورجه کردن

gambrel roof[n]

سقف دو شیب,سقف گامبرل

game[n][v][adj]

بازی • شرط بندی کردن,قمار کردن • پایه

game bird[n]

پرنده شکارشونده

game boy[n]

گیم بوی,گیم بوی یک کنسول بازی دستی 8 بیتی است که توسط نینتندو توسعه و تولید شده است

LanGeek
دانلود برنامه