governancegrandiloquence
از 25
governancegrandiloquence
governance[n]
governess[n]

معلمه سرخانه,مربی

government[n]

دولت

government building[n]

ساختمان دولتی,عمارت دولت

government note[n]

اسکناس,اسکناس دولتی

government office[n]
government officials[n]

مقامات دولتی,کارکنان دولت

governmental[adj]

دولتی,حکومتی

governor[n]

فرماندار

gown[n][v]

پیراهن شب • پوشیدن لباس,به تن کردن لباس

gpa booster[n]

کلاس آسان برای افزایش معدل,کلاس برای بهبود معدل

grab[v][n]

گرفتن • عملِ گرفتن

grab a bite[phrase]

سریع یه چیزی خوردن

grab bar[n]

*دستگیره معلولین

grabby[adj]

حریص,طمعکار

grabowski[n]

یک کارگر شیکاگو,یک وفادار شیکاگو

grace[n][v]

وقار • آراستن,زیبا کردن

grace note[n]

نت زینت

graceful[adj]

جذاب و دلنشین

gracefully[adv]

با ظرافت

graceless[adj]

ناموزون

grachki[n]

کلید گاراژ (شیکاگو),کلید گاراژ (تلفظ محلی)

gracious[adj]

مودب و مهربان

graciously[adv]

بامهربانی

graciousness[n]

مهربانی,ادب

grackle[n]

زاغ آمریکایی معمولی

grad[n]

فارغ‌التحصیل

grad school[n]

دانشکده تحصیلات تکمیلی

grad student[n]

دانشجوی تحصیلات تکمیلی,دانشجوی فارغ‌التحصیل

gradable adjective[n]

صفت درجه‌بندی‌پذیر,صفت قابل تغییر

gradation[n]

درجه‌بندی

grade[n][v]

نمره • نمره دادن

grade crossing[n]

گذرگاه راه آهن,تقاطع همسطح

grade point average[n]

نمره معدل

grade school[n]

دبستان

grader[n]

درجه بند,ارزیاب

gradge[n]

گاراژ,پارکینگ

gradient[n]

گرادیان (ریاضیات)

grading scale[n]

مقیاس نمره دهی,سیستم درجه بندی

gradual[adj][n]

تدریجی • تدریجی,سرود تدریجی

gradually[adv]

به‌تدریج

graduate[v][n][adj]

فارغ‌التحصیل شدن • دانشجوی فارغ‌التحصیل‌شده • دانشجوی تحصیلات تکمیلی

graduate management admission test[n]

آزمون پذیرش مدیریت تحصیلات تکمیلی,آزمون ورودی برنامه‌های مدیریت برای فارغ‌التحصیلان

graduate school[n]

دانشگاه تحصیلات عالی

graduate student[n]

دانشجوی فارغ التحصیل, دانشجوی تحصیلات تکمیلی

graduated cylinder[n]

استوانه مدرج,لوله اندازه‌گیری

graduation[n]

فارغ‌التحصیلی

graduation parade[n]

رژه فارغ التحصیلی,پاراد فارغ التحصیلی

graeco-roman wrestling[n]

کشتی گریکو-رومی,کشتی یونانی-رومی

graffiti[n]

دیوارنگاری

graffito[n]

گرافیتی,نقش دیواری

graft[n][v]

پیوند,پیوند زدن • پیوند زدن (گیاهان)

grager[n]

گراگر,ساز سنتی یهودی برای ایجاد سر و صدا

graham bread[n]

*نان گراهام

graham cracker[n]

تردک گراهام

graham flour[n]

*آرد گندم سبوس‌دار

grail[n]

جام مقدس,گرال

grain[n][v]

غله • دانه دار کردن,به شکل دانه درآوردن

grains of paradise[phrase]

فلفل گینه

grainy[adj]

دانه‌دار (بافت)

gram[n]

گرم (واحد سنجش وزن)

grammar[n]

دستورزبان

grammar school[n]

مدرسه ابتدایی,مدرسه پایه

grammatical[adj]

دستوری

grammatical case[n]

حالت دستوری,حالت

grammatical relation[n]

رابطه دستوری,پیوند دستوری

grammaticalization[n]

دستوری‌شدگی

grammatically[adv]

از نظر گرامری

grammy[n]

جایزه گرمی (موسیقی)

gramophone[n]

گرامافون,فونوگراف

gramps[n]

پدربزرگ,بابابزرگ

gran[n]

مادربزرگ,ننه

gran casa[n]

طبل بزرگ,درام باس

granada[n]

شهری در جنوب شرقی اسپانیا که تا زمان تصرف آن توسط فردیناند و ایزابلا در سال 1492 پایتخت پادشاهی مور بود؛ محل الحمرا (کاخ و قلعه‌ای که توسط مورها در قرون وسطی ساخته شد) که اکنون یک جاذبه توریستی عمده است

granary[n]

انبار غله

grand[adj][n]

بزرگ و با شکوه • هزار (مبلغ پول)

grand battement[n]

حرکت سریع پا به سمت بالا

grand canyon[n]

گرند کنیون,گرند کنیون رودخانه کلرادو

grand chain[n]

حرکت زنجیره‌ای یا گروهی

grand chess[n]

شطرنج بزرگ,شطرنج غول‌پیکر

grand duchy[n]

دوک‌نشین بزرگ

grand final[n]

فینال بزرگ,فینال نهایی

grand guignol[n]

تئاتر گران گینیول

grand larceny[n]

دزدی بزرگ,سرقت عمده

grand marnier[n]

گران مارنیه

grand national[n]

گرند نشنال,ملی بزرگ

grand piano[n]

پیانوی گراند

grand prix[n]

مسابقه‌ی بزرگ (ماشین‌رانی و غیره)

grand slam[n]

گرند اسلم (بریج)

grand tourer[n]

گرند تورر,ماشین لوکس مسافرت طولانی

grandad[n]

پدربزرگ,بابابزرگ

grandad shirt[n]

پیراهن بدون یقه,پیراهن پدربزرگ

grandchild[n]

نوه

granddad[n]

پدربزرگ

granddaddy[n]

پدربزرگ,بابابزرگ

granddaughter[n]

نوه (زن)

grandeur[n]

عظمت

grandfather[n]

پدربزرگ

grandfather clock[n]

ساعت پدربزرگ,ساعت آونگی

grandiloquence[n]

مبالغه

LanGeek
دانلود برنامه