جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
غرش کردن, کوبیدن
آتشبازیها کوبیدند، در آسمان شب طنین انداخت.
پیشرفت کردن, ترقی کردن
صنعت فناوری با ظهور گوشیهای هوشمند و برنامهها شروع به رونق گرفتن کرد.
مشت زدن, شوت زدن
او توپ فوتبال را به شدت به تور کوبید برای گل پیروزی.
غرش کردن, فریاد زدن
کارگردان غرید «اکشن!» و صحنه شروع شد.
رونق, شکوفایی
در طول رونق اقتصادی دهه 1990، بسیاری از شرکتهای فناوری رونق گرفتند و رشد بیسابقهای را تجربه کردند.
غرش, انفجار
انفجار یک بوم کرکننده تولید کرد.
بوم, بوم میکروفون
مهندس صدا بوم را برای ضبط بهتر دیالوگ تنظیم کرد.
اتفاق پولساز
استارتآپ فناوری پس از راهاندازی اپلیکیشن جدیدش، یک رونق را تجربه کرد.
بوم, تیر افقی
ملوانان بوم را برای کنترل بادبان تنظیم کردند.
بوم, میله بادبان
ویندسورفر بوم را محکم گرفت در حالی که با سرعت بر روی آب حرکت میکرد.
بوم!, آره!
بعد از قبولی در مصاحبه، سارا از دفتر خارج شد و زیر لب به خودش گفت: "بوم! انجامش دادم!"
درخت واژگانی



























