جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
قطعه مربع یا مستطیل
بچهها با استفاده از بلوکهای چوبی یک برج ساختند.
بلوک
ما در همان بلوک زندگی میکنیم، فقط چند خانه از هم فاصله داریم.
بلوک (ساختمان)
بلوک آپارتمان جدید امکانات لوکس و منظرهای عالی ارائه میدهد.
تعداد چیزهای مربوطه
پروژه به چندین بلوک تقسیم شد تا مدیریت آن آسانتر شود.
دفاع
بلاک مدافع مانع از گلزنی تیم حریف شد.
گرفتگی
لولهکش انسداد را از زهکش سینک آشپزخانه خارج کرد.
ملوانان از یک قرقره برای بالا کشیدن بادبانها استفاده کردند.
سکوی مرتفع
حراجدار به بلوک نزدیک شد و شروع به پیشنهاد قیمت کرد.
او در طول امتحان یک مانع ذهنی را تجربه کرد و نتوانست پاسخها را به خاطر بیاورد.
بخشهایی که به عنوان کوچکترین واحد ذخیرهسازی داده عمل میکنند
هر بلوک روی هارد دیسک میتواند مقدار ثابتی از داده را ذخیره کند.
بلوک
ژیمناست از بلوک برای تمرین روال خود روی چوب استفاده کرد.
مسدود کردن, بند آوردن
برای جلوگیری از سیل، مجبور شدند زهکشی را با کیسههای شن مسدود کنند.
بلاک کردن
او دوست پسر سابقش را در شبکههای اجتماعی مسدود کرد تا از ارتباط بیشتر جلوگیری کند.
مانع پیشرفت کسی شدن
باران شدید برنامههای ما برای پیکنیک در پارک را مسدود کرد.
مانع دریافت سیگنال شدن
فایروال ترافیک ورودی از آدرسهای IP مشکوک را مسدود کرد تا شبکه را از حملات سایبری محافظت کند.
(با استفاده از قالب) شکل دادن
برای ساخت سفال، صنعتگر قبل از پالایش آن روی چرخ، خاک رس را به شکل خام مسدود کرد.
مسدود کرد (دسترسی)
دولت تصمیم گرفت تبدیل ارز محلی به ارز خارجی را مسدود کند تا نرخ ارز را تثبیت کند.
کامل فراموش کردن
نویسنده برای هفتهها مسدود شد، قادر به پیشرفت با طرح رمان نبود.
راه حریف را سد کردن
در بسکتبال، مدافع با یک پرش به موقع، شوت حریف را مسدود کرد.
نقش زدن
صحاف با دقت عنوان رمان را روی عطف جلد سخت حکاکی کرد.
درخت افتاده جاده را مسدود کرد و مانع از عبور ماشینها شد.
جلوی راه کسی را گرفتن
بیلبورد بزرگ مسدود کرد منظره زیبای روستایی را از بزرگراه.
درخت واژگانی



























