جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ترجمه کردن
او میتواند به راحتی متون انگلیسی را به اسپانیایی ترجمه کند، که نشان دهنده تسلط او به هر دو زبان است.
تغییر دادن
هنرمند توانست احساسات شادی و غم را به یک اثر زیبای هنر انتزاعی ترجمه کند.
انتقال دادن, حرکت دادن
مهندس با دقت موتورها را کالیبره کرد تا بازوی رباتیک را در طول یک مسیر دقیق جابجا کند.
ارتقاء دادن (از نظر معنوی)
تمرین مدیتیشن با هدف تبدیل افراد به حالت آرامش درونی و ذهن آگاهی انجام میشود.
تبدیل کردن
ریبوزومها دستورالعملهای رمزگذاری شده در mRNA را به توالی خاصی از اسیدهای آمینه که پروتئینها را تشکیل میدهند، ترجمه میکنند.
به زبان ساده بیان کردن
دانشمند توانست یافتههای پیچیده تحقیقاتی را به یک ارائه عمومیپسند ترجمه کند.
درک شدن, پذیرفته شدن
طنز آن لطیفه به خوبی به انگلیسی ترجمه نمیشود.
حرکت دادن
برای انتقال مثلث 5 واحد به راست و 3 واحد به بالا، شما 5 به مختصات x و 3 به مختصات y هر رأس اضافه میکنید.
درخت واژگانی



























