جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
برعهده گرفتن
او امیدوار است که نقش رهبری را به عهده بگیرد و تیم را به سمت موفقیت هدایت کند.
تصاحب کردن, کنترل چیزی را بهدست گرفتن
مدیر عامل جدید قصد دارد شرکت را تحت کنترل بگیرد و تغییرات قابل توجهی اعمال کند.
به عهده گرفتن, پذیرفتن
سازمان تصمیم گرفت هزینههای صورتحسابهای پزشکی کارمند را به عهده بگیرد.
به عهده گرفتن, پذیرفتن
آیا میتوانید فردا شیفت من را به عهده بگیرید؟ یک فوریت خانوادگی دارم.
مالکیت چیزی را بهدست گرفتن, کنترل چیزی را بهدست گرفتن
سرمایهگذاران در حال بررسی فرصت تسلط بر استارتاپ فناوری نوآورانه و سرمایهگذاری روی محصولات انقلابی آن هستند.
به کار گرفتن, مال خود کردن
او تصمیم گرفت پس از شرکت در کلاس، تکنیک جدید آشپزی را به کار گیرد.
دوباره انجام دادن, تکرار کردن
مربی جلسه تمرین را به عهده گرفت تا روی مهارتهای خاص تمرکز کند.
تسخیر کردن, اشغال کردن
شورشیان موفق شدند گذرگاه کوهستانی استراتژیک را تصرف کنند.
جایگزین شدن, به دست گرفتن کنترل
با پیشرفت تکنولوژی، کتابهای دیجیتال شروع به جایگزینی کتابهای چاپی سنتی کردهاند.



























