جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
یخ پس از گذاشتن در فریزر به یک بلوک جامد تبدیل شده بود.
یکرنگ
او یک لباس آبی ساده به مهمانی پوشید.
میز چوبی مستحکم برای تحمل سالها استفاده سنگین و همچنان بیعیب و نقص به نظر رسیدن ساخته شده بود.
جامد, محکم
مجسمهساز مجسمه را از یک تکه جامد مرمر تراشید و دوام آن را تضمین کرد.
مجسمه از یک بلوک جامد مرمر تراشیده شده است.
فشرده, متراکم
طراح برای بهبود خوانایی سند، فرمت متن یکپارچه را انتخاب کرد.
جامد, محکم
هنرمند یک مجسمه جامد خلق کرد که بینندگان را با جزئیات پیچیدهاش مجذوب خود کرد.
محکم, قابل اعتماد
شرکت یک سال رشد محکم را تجربه کرد و به طور پیوسته به تمام اهداف خود دست یافت.
وکیل دلایل محکمی ارائه داد که پرونده او را در دادگاه تقویت کرد.
مداوم, بی وقفه
او پنج ساعت مداوم قبل از امتحان مطالعه کرد.
یخ یک جامد است که تا زمانی که ذوب شود شکل خود را حفظ میکند.
شکل سهبعدی, جسم سهبعدی
مکعب نمونهای از یک شکل جامد با شش وجه است که همه آنها مربع هستند.
درخت واژگانی



























