جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
شکستن
شاخه خشک با صدای بلندی زیر پای او شکست در حالی که از جنگل میگذشت.
منفجر شدن, از کوره در رفتن
پس از ساعتها ناامیدی، او در نهایت از کوره در رفت و به همکارش گفت که دیگر حرفش را قطع نکند.
ناگهان بسته شدن, با صدای تیز بسته شدن
کیف ناگهان بسته شد، اسناد مهم داخل آن را ایمن کرد.
عجله کردن, با اشتیاق گرفتن
بچهها با اشتیاق فرصت بازی در برف تازه باریده را غنیمت شمردند.
تق زدن, ایجاد صدای تیز
باد پرچم را به دکل تکاند و صدای تپش ریتمیک ایجاد کرد.
اسنپ, شروع بازی
در فوتبال آمریکایی، کوارتربک توپ را اسنپ میکند تا هر بازی شروع شود.
کلیک کردن, محکم بستن
او چمدان را بست و قبل از اینکه به سمت در بدود، آن را محکم کرد.
تق تق کردن, با صدای تیز شکستن
شاخه درخت با صدای بلند در باد شکست.
گرفتن, عکس سریع گرفتن
او در حالی که در تعطیلات بود با گوشی هوشمندش از غروب آفتاب عکس گرفت.
گزیدن ناگهانی, ناگهانی گاز گرفتن
تمساح به سمت ماهی که خیلی نزدیک به لبه آب جرات کرده بود حمله کرد.
رد دادن
پس از هفتهها استرس، او بالاخره منفجر شد و بدون هشدار شغلش را ترک کرد.
دکمه قابلمهای
او قلاب شکسته روی ژاکتش را عوض کرد.
یک بیسکویت ترد کوچک با طعم زنجبیل, کوکی ترد کوچک با عطر و طعم زنجبیل
او چای داغ را با بیسکویت زنجبیلی سرو کرد.
گرفتن سریع, دریافت آنی
گرفتن سریع او مانند برق، لیوان را از افتادن نجات داد.
اسنپ, پاس از مرکز
کوارتربک اسنپ را انداخت و توپ را از دست داد.
کار راحت, مثل آب خوردن
پیروی از دستور پخت در کتاب آشپزی برای او مثل آب خوردن بود.
کلیک, تق
او یک تقلق بلند داد تا توجه پیشخدمت را جلب کند.
عکس فوری, عکس سریع
او یک عکس از سگش را روی تلفنش به من نشان داد.
کشسانی, ارتجاع
این پارچه کشسانی زیادی دارد و شکل خود را از دست نمیدهد.
یک تق, یک ترق
شاخه با یک ترق بلند شکست.
شکست, گسست
او در طول بازی یک تق در زانوی خود احساس کرد.
دوره سرمای ناگهانی
یک سرمازدگی ناگهانی در اوایل بهار به شهر وارد آمد.
اسنپ (نوعی بازی ورق)
بچهها عصر را به بازی بازی ورق گذراندند.
ناهار خانگی, وعده غذایی آماده
امروز غذای بستهبندی شده خود را برای مدرسه فراموش نکنید.
درخت واژگانی



























