جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بودن
امروز است تولد او.
بودن, ساخته شدن از، تشکیل شدن از
کیک از سه لایه لذت تشکیل شده است.
برابر بودن با, میشود
دو به اضافه دو میشود چهار.
قیمت داشتن
'قیمت دستگاه قهوه ساز چقدر است؟' '80 دلار است.'
مال (کسی) بودن
ماشین در راهرو مال مری است؛ دیگری مال من است.
بودن (اهمیت و ارزش چیزی برای کسی), داشتن (اهمیت و ارزش چیزی برای کسی)
خانواده برای من همه چیز بود.
وجود داشتن, بودن
آیا راه حلی برای این مشکل پیچیده وجود دارد؟
روزی روزگاری، کلبه کوچکی در جنگل بود.
حضور داشتن
آیا پزشکی در خانه هست؟
برگزار شدن, اتفاق افتادن، بودن
مراسم فارغالتحصیلی در سالن کنفرانس برگزار میشود.
بودن
ساعت نه و پنج دقیقه است.
بودن, کردن
امروز در ساحل آفتابی و گرم است.
رفتن
آیا تا به حال به پاریس رفتهاید؟
آمدن
لولهکش آمده بود تا شیر آب چکهدار را تعمیر کند.
گفتن
او اینطور بود، «باور نمیکنم که به من درباره مهمانی نگفتی!»
[فعل کمکی]
او دارد روی یک پروژه جدید کار میکند.
[فعل کمکی]
کتاب توسط هزاران نفر خوانده شد.



























