جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ارائه کردن, پیشنهاد دادن
او با مهربانی کمک خود را به هر کسی که نیاز داشت پیشنهاد داد.
عرضه کردن, ارائه دادن
کتابخانه ما ارائه میدهد یک انتخاب عالی از کتابها و مجلهها.
پخش کردن
نانوایی محلی هر صبح شیرینیها و کیکهای تازه ارائه میدهد.
اعلام آمادگی کردن
او پیشنهاد کمک به همسایهاش در خرید مواد غذایی را داد وقتی که از آسیب او مطلع شد.
ارائه دادن, عرضه کردن
او کمک خود را به هر کسی که نیاز داشت پیشنهاد داد، همیشه آماده کمک کردن بود.
او به خاطر ناراحتی ناشی از تاخیر، عذرخواهی صمیمانهاش را ارائه داد.
اجرا کردن
شرکت تئاتر یک سری از نمایشنامههای شکسپیر را در طول تابستان ارائه خواهد داد.
پیشنهاد کردن
خریدار بالقوه تصمیم گرفت 300،000 دلار برای خانهای که مد نظر داشت پیشنهاد دهد.
تهدید کردن
گنگسترها پیشنهاد دادند که اگر صاحب مغازه پول حفاظت را نپردازد، مغازه را تخریب کنند.
پیشنهاد کردن
پس از ماهها قرار گذاشتن، جان با اضطراب به سارا در ساحلی زیر نور ماه پیشنهاد ازدواج داد.
قربانی کردن
روستاییان در معبد جمع شدند تا برای باران دعا کنند تا خشکسالی پایان یابد.
مبلغ پیشنهادی
او یک پیشنهاد برای خرید خانه داد.
پیشنهاد
پیشنهاد عذرخواهی او صادقانه به نظر میرسید.
تلاش, آزمایش
این یک تلاش ضعیف برای طنز بود که هیچ کس به آن نخندید.
درخت واژگانی



























