اسم فعل
بیان کردن
شفاهی
واژهبهواژه • کلمه به کلمه,تحت اللفظی
تئاتر متنمحور
زیاده گویی,لفاظ پردازی
اشعار بیفعل
مطول
با جزئیات زیاد,به طور طولانی
گزافگویی
ممنوع,حرام
نقاشی با رنگ سبز
سبز و خرم
حکم
زنگار سبز,پتینه سبز • سبز شدن,پتینه سبز گرفتن • سبز مسی
*سرطلایی (پرنده)
سبزه
لبه,حد • نزدیک چیزی بودن
واقعی,اصیل
قابل تأیید,قابل اثبات
تأییدیه
تحقیق کردن
راستینمایی
وریسم,واقع گرایی
اصلی
حقیقت
ورمیشل
شنگرفی
جانوران موذی
*شراب ورموت
گویش بومی • محلی,عامیانه
سرزنده
ورس,فرد همهکاره
همهکاره
چند منظوره بودن
شعر • آشنا شدن,یاد گرفتن
یک شکل تزریقی از بنزودیازپین (نام تجاری ورسد) مفید برای آرام بخشی و کاهش درد در طول روش های پزشکی ناخوشایند,ورسد، یک بنزودیازپین تزریقی که برای آرام بخشی و کاهش درد در طول روش های پزشکی ناخوشایند استفاده می شود • آگاه,با تجربه
نسخه
پشت,طرف مقابل
در مقابل
اسکیت عمودی,ورت اسکیتینگ
مهره (کالبدشناسی)
مهرهای (کالبدشناسی)
شریان مهرهای,شریان نخاعی
ستون فقرات,مهرهها
مهرهداران • مهره دار,دارای ستون فقرات
رأس
عمودی • عمودی,عنصر عمودی
زاویه عمودی,زاویه مقابل رأس
فلوت عمودی,فلوت دهنی
اسکیت برد عمودی,اسکیت برد روی رمپ
بهصورت عمودی
کوتاهقد
دچار سرگیجه
سرگیجه
شور,اشتیاق
میمون وروت
خیلی • همان
*فرد ویژه
خیلی زیاد
خیلی خوب,نسبتاً خوب
کیسه غشایی,وزیکول
وزیکاسیون,فرآیند ایجاد تاول
وزیکول,واکوئل
تشکیل تاول,فرآیند تشکیل تاول
شناور
جلیقه • واگذار کردن,تفویض کردن
آنقدر کوچک که در جیب جا شود
منفعت شخصی
مجرای دهلیزی,کانال دهلیزی
چین دهلیزی,تا دهلیزی
دهلیز,دهلیز آناتومیک
عصب دهلیزی حلزونی,عصب شنوایی
اثر
(عضو) زائد
ردا (جامه رسمی کشیش یا روحانی)
کهنه سرباز,پیشکسوت • معاینه کردن,درمان کردن
سرباز بازنشسته • کارکشته,کهنه کار
دامپزشک
دامپزشکی,مربوط به دامپزشکی • دامپزشک,پزشک دامپزشکی
دامپزشکی
وتو • وتو کردن,مخالفت کردن
آزردن
خشم
دردسرساز
دشوار,مورد بحث
آزاردهنده,مزاحم
آزاردهنده
کابل ویجیاِی
فرکانس VHF
*سیستم ویدئوی خانگی
شش,عدد شش • شش
از راه
قابلیت حیات
شدنی
پل راهآهن
ویاگرا
ویال