ویشنو,حامی
دید (هواشناسی)
قابل رؤیت • قابل مشاهده,موجودی
افق مرئی,خط افق
به وضوح,قابل مشاهده
بینایی
تست بینایی
بیننده,پیامبر • خیالپردازانه
دیدوبازدید کردن • بازدید
با کسی وقت گذراندن
بازدید • میهمان,دیدار کننده
بازدیدکننده
نقاب سایباندار
منظره
آبی ویستا
بصری • تصویری
هنرهای تجسمی
جنبه بصری,ظاهر بصری
جلوههای بصری
یادگیری بصری,روش یادگیری بصری
سواد بصری,توانایی بصری
کمبود حرکتی بینایی,اختلال هماهنگی حرکتی بینایی
رمان مصور
شیوه بصری-اشاری,روشی از ارتباط که عناصر بصری و اشاری را ترکیب میکند
تجسم,تصویر ذهنی
تصور کردن
از لحاظ ظاهری
نابینا یا کمبینا
حیاتی • اعضای حیاتی,علائم حیاتی
مانیتور علائم حیاتی,دستگاه نظارت بر علائم حیاتی
سرزندگی,انرژی
به شدت
ویتامین
*ویتامین آ
*ویتامین ب۱
*ویتامین ب۱۲
*ویتامین ب۲
ویتامین B6,پیریدوکسین
*ویتامین ث
*ویتامین دی
*ویتامین ای
*ویتامین کا
قرص ویتامین,حبوب ویتامین
*رژیم غذایی با ویتامین بالا
بیاعتبار کردن (قرارداد، سند و...)
*زراعت انگور
بیماری پیسی
شیشهای,شیشهمانند
میناکاری
مایع زجاجیه,بدن زجاجیه
سخن تند • بدگویی کردن,توهین کردن
گزنده
توهین
اهانتآمیز
امتحان شفاهی
امتحان شفاهی,دفاع از پایان نامه • شفاهی، با صدای زنده
به صورت شاد • شاد و تند • موسیقی تند
سرزنده
نشاط
واضح
به طور واضح
احیا کردن
زندهزا
تشریح (جانور زنده)
روباه ماده
محافظ چشم,سایه بان
فضای آموزش مجازی
موش مانداب آفریقای جنوبی
ولاگ • ولوگ زدن,ولوگ گذاشتن
ولاگر
ولاگری
واژه
واژگان
صوتی • آهنگ (همراه با کلام)
تارهای صوتی,چینهای صوتی
تارهای صوتی,چین های صوتی
اجرای آوازی چشمگیر,تفسیر آوازی استثنایی
آواسازی,تولید صدا
به عنوان مصوت تلفظ کردن,واکالیزه کردن
آوازگری,صدای تارهای صوتی
خواننده (بهخصوص راک، جاز و پاپ)
آواسازی,صداسازی
صدا تولید کردن • وکالیز
صوتی,با صدای بلند
کار
حرفهای
مدرسه فنی و حرفهای,مرکز آموزش حرفهای
حالت ندا (دستورزبان) • ندایی (دستورزبان)
حالت ندایی
برگ ریختن,از دست دادن برگ ها
با صدای بلند (نظر خود را اعلام کردن)
با صدای بلند,با شدت
ووکودر,ترکیبکننده صدا
ودکا
کوکتل ودکا تانیک
مد
مد روز,ترند
صدا • ابراز کردن
صداپیشه