vishnuvoice assistant
از 8
vishnuvoice assistant
vishnu[n]

ویشنو,حامی

visibility[n]

دید (هواشناسی)

visible[adj][n]

قابل‌ رؤیت • قابل مشاهده,موجودی

visible horizon[n]

افق مرئی,خط افق

visibly[adv]

به وضوح,قابل مشاهده

vision[n]

بینایی

vision screening[n]

تست بینایی

visionary[n][adj]

بیننده,پیامبر • خیال‌پردازانه

visit[v][n]

دیدوبازدید کردن • بازدید

visit with[v]

با کسی وقت گذراندن

visiting[n][adj]

بازدید • میهمان,دیدار کننده

visitor[n]

بازدیدکننده

visor[n]

نقاب سایبان‌دار

vista[n]

منظره

vista blue[adj]

آبی ویستا

visual[adj][n]

بصری • تصویری

visual arts[n]

هنرهای تجسمی

visual aspect[n]

جنبه بصری,ظاهر بصری

visual effects[n]

جلوه‌های بصری

visual learning[n]

یادگیری بصری,روش یادگیری بصری

visual literacy[n]

سواد بصری,توانایی بصری

visual motor deficit[n]

کمبود حرکتی بینایی,اختلال هماهنگی حرکتی بینایی

visual novel[n]

رمان مصور

visual-gestural modality[n]

شیوه بصری-اشاری,روشی از ارتباط که عناصر بصری و اشاری را ترکیب می‌کند

visualisation[n]

تجسم,تصویر ذهنی

visualize[v]

تصور کردن

visually[adv]

از لحاظ ظاهری

visually impaired[phrase]

نابینا یا کم‌بینا

vital[adj][n]

حیاتی • اعضای حیاتی,علائم حیاتی

vital signs monitor[n]

مانیتور علائم حیاتی,دستگاه نظارت بر علائم حیاتی

vitality[n]

سرزندگی,انرژی

vitally[adv]

به شدت

vitamin[n]

ویتامین

vitamin a[n]

*ویتامین آ

vitamin b1[n]

*ویتامین ب۱

vitamin b12[n]

*ویتامین ب۱۲

vitamin b2[n]

*ویتامین ب۲

vitamin b6[n]

ویتامین B6,پیریدوکسین

vitamin c[n]

*ویتامین ث

vitamin d[n]

*ویتامین دی

vitamin e[n]

*ویتامین ای

vitamin k[n]

*ویتامین کا

vitamin pill[n]

قرص ویتامین,حبوب ویتامین

vitamin-deficiency diet[n]

*رژیم غذایی با ویتامین بالا

vitiate[v]

بی‌اعتبار کردن (قرارداد، سند و...)

viticulture[n]

*زراعت انگور

vitiligo[n]

بیماری پیسی

vitreous[adj]

شیشه‌ای,شیشه‌مانند

vitreous enamel[n]

میناکاری

vitreous humor[n]

مایع زجاجیه,بدن زجاجیه

vitriol[n][v]

سخن تند • بدگویی کردن,توهین کردن

vitriolic[adj]

گزنده

vituperation[n]

توهین

vituperative[adj]

اهانت‌آمیز

viva[n]

امتحان شفاهی

viva voce[n][adv]

امتحان شفاهی,دفاع از پایان نامه • شفاهی، با صدای زنده

vivace[adv][adj][n]

به ‌صورت شاد • شاد و تند • موسیقی تند

vivacious[adj]

سرزنده

vivacity[n]

نشاط

vivid[adj]

واضح

vividly[adv]

به طور واضح

vivify[v]

احیا کردن

viviparous[adj]

زنده‌زا

vivisection[n]

تشریح (جانور زنده)

vixen[n]

روباه ماده

vizor[n]

محافظ چشم,سایه بان

vle[n]

فضای آموزش مجازی

vlei rat[n]

موش مانداب آفریقای جنوبی

vlog[n][v]

ولاگ • ولوگ زدن,ولوگ گذاشتن

vlogger[n]

ولاگر

vlogging[n]

ولاگری

vocable[n]

واژه

vocabulary[n]

واژگان

vocal[adj][n]

صوتی • آهنگ (همراه با کلام)

vocal cords[n]

تارهای صوتی,چینهای صوتی

vocal folds[n]

تارهای صوتی,چین های صوتی

vocal slayage[n]

اجرای آوازی چشمگیر,تفسیر آوازی استثنایی

vocalisation[n]

آواسازی,تولید صدا

vocalise[v]

به عنوان مصوت تلفظ کردن,واکالیزه کردن

vocalism[n]

آوازگری,صدای تارهای صوتی

vocalist[n]

خواننده (به‌خصوص راک، جاز و پاپ)

vocalization[n]

آواسازی,صداسازی

vocalize[v][n]

صدا تولید کردن • وکالیز

vocally[adv]

صوتی,با صدای بلند

vocation[n]

کار

vocational[adj]

حرفه‌ای

vocational school[n]

مدرسه فنی و حرفه‌ای,مرکز آموزش حرفه‌ای

vocative[n][adj]

حالت ندا (دستورزبان) • ندایی (دستورزبان)

vocative case[n]

حالت ندایی

vociferate[v]

برگ ریختن,از دست دادن برگ ها

vociferous[adj]

با صدای بلند (نظر خود را اعلام کردن)

vociferously[adv]

با صدای بلند,با شدت

vocoder[n]

ووکودر,ترکیب‌کننده صدا

vodka[n]

ودکا

vodka tonic[n]

کوکتل ودکا تانیک

vogue[n]

مد

voguish[adj]

مد روز,ترند

voice[n][v]

صدا • ابراز کردن

voice actor[n]

صداپیشه

voice assistant[n]
LanGeek
دانلود برنامه