viandsvignette
از 8
viandsvignette
viands[n]

*خوردنی و آشامیدنی

vibe[n][v]

حال و هوا,ارتعاش • هماهنگ شدن با,سازگار بودن با

vibe code[v]

با بی‌حوصلگی کد زدن,برنامه‌نویسی سرسری

vibe out[v]

آرامش با موسیقی,غرق شدن در موسیقی

vibes[n]

ویبرافون,ویبس

vibey[adj]

پر انرژی,حال و هوادار

vibraharp[n]

ویبرافون,ویبراهارپ

vibrancy[n]

طنین,طنین

vibrant[adj]

پرجنب‌وجوش

vibrantly[adv]

پر جنب و جوش,با انرژی

vibraphone[n]

ویبرافون

vibrate[v]

ارتعاش داشتن

vibrating reed[n]

نی مرتعش,نوار مرتعش

vibration[n]

ارتعاش,نوسان

vibrational[adj]

ارتعاشی,لرزشی

vibrato[n]

ویبراتو

vibrissa[n]

ویبریسا,موی لمسی

viburnum[n]

ویبرنوم,درختچه گل سفید

vic[n]

یک قرص مخدر,یک قرص حاوی مخدر

vicar[n]

وکیل,کشیش جایگزین

vicarious[adj]

دست‌دوم

viccinium myrtillus[n]

بلوبری اروپایی,تمشک آبی

vice[n][prep]

رذیلت,عیب • به جای,در عوض

vice admiral[n]

نایب دریاسالار,نایب دریاسالار

vice chancellor[n]

معاون رئیس دانشگاه

vice president[n]

معاون رئیس‌جمهور

vice versa[adv]

برعکس

vice-principal[n]

معاون مدیر,نایب رئیس

viceroy[n]

شبه‌ملکه (پروانه‌ها)

vichyssoise[n]

سوپ سیب‌زمینی خامه‌ای

vicinity[n]

نزدیکی,اطراف

vicious[adj]

خبیث

vicious circle[n]

چرخهٔ معیوب

viciously[adv]

به صورتی تهاجمی

vicissitude[n]

نوسانات,فراز و نشیب‌ها

victim[n]

قربانی

victim mentality[n]

ذهنیت قربانی,روحیه قربانی

victim support[n]

حمایت از قربانیان,کمک به قربانیان

victimization[n]

قربانی‌سازی

victimize[v]

قربانی کردن,هدف قرار دادن

victor[n]

پیروز, قهرمان

victoria[n]

ویکتوریا,کالسکه ویکتوریا

victoria plum[n]

آلو ویکتوریا,آلوی ویکتوریا

victorian[adj][n]

به سبک دوران ویکتوریا • ویکتوریایی,فردی که در دوران سلطنت ویکتوریا زندگی می‌کرد

victorian architecture[n]

معماری ویکتوریایی

victorian bed[n]

*تخت ویکتوریایی

victorian era[n]

دوره ویکتوریایی,عصر ویکتوریایی

victorious[adj]

پیروز

victoriously[adv]

پیروزمندانه

victory[n]

پیروزی

victuals[n]

*ماده غذایی

vicugna vicugna[n]

حیوان کوچک وحشی نشخوارکننده آند شبیه به گواناکو اما کوچکتر؛ به خاطر پشم زیرین کرکی آن ارزشمند است,ویکوگنا ویکوگنا

vicuna[n]

شترچه

video[n]

ویدیو

video art[n]

هنر ویدئویی

video assistant referee[n]

داور کمک ویدئویی,داور ویدئویی

video board[n]

تلویزیون شهری

video call[n]
video camera[n]

دوربین فیلم‌برداری

video clip[n]

کلیپ ویدیویی,بخش کوتاه ویدیو

video conference[n]

کنفرانس ویدئویی

video conferencing system[n]

سیستم کنفرانس ویدئویی,پلتفرم کنفرانس ویدئویی

video display[n]

دستگاه نمایشگر

video doorbell[n]

*زنگ تصویری

video game[n]

بازی ویدئویی

video game console[n]

کنسول بازی

video jockey[n]

وی‌جِی

video on demand[n]

ویدیو بر اساس تقاضا,VOD (ویدیو بر اساس تقاضا)

video poker[n]

پوکر ویدئویی

video recording[n]

ضبط ویدیویی,فیلمبرداری

video router[n]

مسیریاب ویدیویی,سوئیچر ویدیویی

video server[n]

سرور ویدیو,سرور تصویری

videocassette recorder[n]

ضبط کننده ویدئو,دستگاه ضبط ویدئو

videodisc[n]

دیسک ویدئویی,ویدئو دیسک

videodisk[n]

دیسک ویدئویی,ویدئودیسک

videonystagmography[n]

ثبت حرکات غیرارادی چشم با ویدیو

videophone[n]

تلفن تصویری

vidiot[n]

ویدیوت,معتاد صفحه نمایش

vie[v]

رقابت کردن

vienna[n]

وین

vienna roll[n]

رول وین,نان وین

vienna secession[n]

انشعاب وین (جنبش هنری)

vietnam[n]

ویتنام

vietnam war[n]

جنگ ویتنام,مناقشه ویتنام

vietnamese[n][adj]

زبان ویتنامی • ویتنامی

view[n][v]

منظره • بررسی کردن

viewability[n]

قابلیت مشاهده,میزان دید

viewer[n]

بیننده

viewership[n]

آمار بینندگان (شبکه یا برنامه تلویزیونی)

viewfinder[n]

نمایاب

viewgraph[n]

شفاف,اسلاید

viewing[n]

بازدید از متوفی,مراسم وداع

viewpoint[n]

دیدگاه

vigil[n]

پاسداری,نگهبانی

vigilance[n]

هوشیاری,توجه

vigilant[adj]

هوشیار

vigilante[n]

پارتیزان

vigilantism[n]

هوشیاری,عدالت خصوصی

vigilantly[adv]

هوشیارانه, با دقت

vignette[n]

شرح مختصر (ابتدای کتاب)

LanGeek
دانلود برنامه