جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vigilantism
01
هوشیاری, عدالت خصوصی
the act of taking the law into your own hands instead of relying on the police
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
He was arrested for acts of vigilantism.
او به دلیل اعمال ویژیلانتیسم دستگیر شد.



























