جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Vidiot
01
ویدیوت, معتاد صفحه نمایش
a person obsessed with video games or TV to the point of incompetence
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
vidiots
مثالها
That vidiot skipped work to play video games all night.
آن ویدیوت کار را رها کرد تا تمام شب بازیهای ویدیویی بازی کند.
LanGeek



























