لیموناد
*علف لیمو
روغن علف لیمو
لیمویی,با طعم لیمو
با طعم لیمو,معطر به لیمو
لمور
قرض دادن
کمکدستِ کسی شدن
اعتبار بخشیدن
گوش شنوا داشتن برای کسی
بهطور عمومی از چیزی طرفداری کردن
مناسب چیزی بودن
فرد وامدهنده
قرضدادن
زیبا,جذاب
طول
طولانی کردن
کشیده شده,طولانی شده
طولانی بودن,درازگویی
افراط,طول های بزرگ
در طول,طولی • در طول,به صورت طولی
در جهت طول,طولانی • در طول,طولی
طولانی
بخشش,ملایمت
ملایمت,بخشش
بامدارا
با ملایمت
نرمش,ضعیف شدن همخوان
عدسی (چشم)
آداپتور لنز
درپوش لنز
روشنایی لنز
آفتابگیر عدسی (عکاسی)
سازنده لنز,اپتومتریست
عدسی,عدسی نوری
روزه بزرگ,چله روزه
لنتيجينوز,مربوط به نژادهایی که برای جنگ خروسها پرورش داده میشوند
لنتیجینوس، مربوط به نژادی که برای جنگ خروسها پرورش داده میشود
لنتیگو,کک مک
عدس
آهسته
نقاش و مجسمه ساز و مهندس و دانشمند و معمار ایتالیایی؛ نابغهترین نابغه رنسانس ایتالیا (1452-1519),لئوناردو داوینچی، هنرمند و مخترع ایتالیایی رنسانس (1452-1519)
شیرمانند
پلنگ
گربه پلنگی
قورباغه پلنگی,قورباغه خالدار
*پلنگ ماده
لباس یک تکه چسبان
منزویشده
لپرکان (موجود افسانهای)
جذام
جذامی
لپتین,هورمون سیری
لپتون
تب شالیزار
سبک خاص رقص سوئینگ در بریتانیا
نبیها
زن همجنسگرا • لزبین,همجنسگرای زن
لزبین (تحقیرآمیز),همجنسگرای زن (بیادبانه)
جراحت
کمتر • کمتر • منهای,به جز • کمتر,کمتر از
کشور کمتر توسعه یافته,کشور توسعه نیافته
کم کردن,کاهش دادن
کاهش یافته,ضعیف شده
کاهش
کوچکتر
*پرهای پوششی کوچک
انتخاب بین بد و بدتر
نهنگ کوچک فین بک,رورکوال کوچک
درس
طرح درس,برنامه آموزشی
مبادا که,برای جلوگیری از اینکه
اجازه دادن • لت,سرویس نامعتبر
چه برسه به,بگذریم از
به حال خود گذاشتن
سرخورده کردن
رها کردن,ول کردن • خود را رها کردن
خودمانی شدن
دلی تصمیم گرفتن
اجازه ورود دادن
راز خود را با کسی در میان گذاشتن
همهچیز را به جریان سپردن
کسی را در جریان گذاشتن
آزاد کردن
از تنبیه کسی خودداری کردن
از کنترل خارج شدن
فاش کردن
افشا کردن,فاش کردن
فعلاً به حال خودش گذاشتن
به دل نگرفتن
قضیه را کش ندادن
کمکاری کردن
راز را لو دادن
وقت تلف کردن
مأیوس کردن