luck of the drawluxuriant
از 23
luck of the drawluxuriant
luck of the draw[phrase]

شانسی

luck out[v]

خوش‌شانس بودن

luckily[adv]

خوشبختانه

lucky[adj]

خوش‌شانس

lucky break[n]
lucky devil[n]

خرشانس

lucky dog[n]

سگ خوش شانس,خوش شانس

lucky you[phrase]

خوش به حالت

lucrative[adj]

پرسود

lucre[n]

سود,سود مالی

lucubration[n]

دودچراغ‌خوری

luculent[adj]

روشن,قابل فهم

lucy[n]

لوسی,اسکلت ناقص زن که در سال ۱۹۷۴ در شرق اتیوپی کشف شد

luddite[n]

لودایت,مخالف فناوری

ludicrous[adj]

مضحک

ludicrously[adv]

به شکل مسخره‌آمیزی,به روشی غیرمنطقی

ludo[n]

منچ (نوعی بازی)

lug[v][n]

کشیدن,حمل کردن • گوشه,برآمدگی

lug nut[n]

مهره چرخ,پیچ چرخ

lug wrench[n]

آچار چرخ,آچار مهره

luganda[n]

زبان لوگاندا

luge[n][v]

لوژ,سورتمه مسابقه‌ای • لغزش روی لوژ,لوژ بازی کردن

luggage[n]

چمدان

luggage carousel[n]

وسیله‌ای که چمدان‌های بررسی شده را به مسافران تحویل می‌دهد

luggage compartment[n]

محفظه بار,قسمت بار

luggage rack[n]

جای بار

lugubrious[adj]

محزون

lugworm[n]

کرم کرانه

lukewarm[adj]

بی‌انگیزه

lula kebab[n]

کباب لوله‌ای

lull[n][v]

آرامش,مکث • فریب دادن,آرام کردن

lullaby[n]

لالایی

lulu[n]

بمب,زن جذاب

lumbago[n]

کمردرد

lumbar belt[n]

کمر بند کمری,کمر بند حمایتی کمر

lumbar puncture[n]

پونکسیون کمری

lumber[n][v]

الوار • *سلانه سلانه راه رفتن

lumber jacket[n]

کاپشن چهارخانه

lumbering[adj][n]

سلانه و سنگین • تجارت چوب,برش یا آماده سازی یا فروش چوب

lumberjack[n]

یک کت کوتاه و گرم، اغلب با طرح چهارخانه، معمولاً برای فعالیت‌های فضای باز پوشیده می‌شود,یک پالتو کوتاه و گرم، اغلب با الگوی چهارخانه، معمولاً برای فعالیت‌های بیرون از خانه پوشیده می‌شود

lumen[n]

لومن,حفره یا مجرا در یک عضو لوله‌ای

luminance unit[n]

واحد روشنایی

luminary[n]

هنرمند تأثیرگذار

luminescence[n]

تابناکی,نور سرد

luminescent[adj]

تابناک,فسفری

luminism[n]

لومینیسم

luminosity[n]

درخشندگی,نورافشانی

luminous[adj]

براق

luminously[adv]

درخشان,به روشنی

lummox[n]

آدم کودن

lump[n][v]

تکه,لخته • جمع کردن,انباشتن

lump sum[n]

پرداخت به یکباره

lumpectomy[n]

لامپکتومی

lumper[n]

یک طبقه‌بندی‌شناس که موجودات را بر اساس ویژگی‌های اصلی به گروه‌های بزرگ طبقه‌بندی می‌کند,یک لمپر

lumpy[adj]

سخت و ناهموار (بافت)

lunacy[n]

حماقت

lunar[adj]

قمری

lunar calendar[n]
lunar excursion module[n]

ماژول گشت و گذار ماه,وسیله اکتشاف ماه

lunar module[n]

ماه‌نشین

lunar year[n]

سال قمری

lunate[adj]

هلالی شکل,شبیه ماه نو در شکل

lunatic[adj][n]

دیوانه,مجنون • مجنون

lunch[n][v]

ناهار • ناهار خوردن

lunch meat[n]

کالباس

lunch period[n]

زمان ناهار,دوره ناهار

luncheon[n]

*ناهار

luncheon meat[n]

کالباس

luncheonette[n]

اغذیه‌فروشی

lunchtime[n]

وقت ناهار

lunette window[n]

پنجره کوچک,چشم در

lung[n]

ریه

lung cancer[n]

سرطان ریه

lung dart[n]

سیگارِ ریه‌سوز

lung fung soup[n]

سوپ لونگ‌فونگ

lunge[v][n]

باقدرت به جلو حرکت کردن • حمله,یورش

lungfish[n]

شش‌ماهی

lungi[n]

دامن مردانه هندی

lunkhead[n]

احمق,نادان

lupus[n]

گرگ,لوپوس

lurcher[n]

سگ دورگه لرچر

lurdane[n]

تنبل,کاهل

lure[v][n]

وسوسه کردن • جاذبه,طعمه

lurid[adj]

زننده و موحش

luridness[n]

وحشت,ترسناکی

lurk[v]

در کمین بودن

luschka's tonsil[n]

لوزه لوشکا,بافت لنفاوی لوشکا در گلو

luscinia megarhynchos[n]

بلبل,بلبل اروپایی

luscious[adj]

از نظر جنسی جذاب

lusciously[adv]

خوشمزه,اشتها آور

lush[adj][n]

انبوه (پوشش گیاهی) • مست,الکلی

lusitanian[adj]

لوسیتانیایی,مربوط به منطقه لوسیتانیا

lust[n][v]

شهوت • آرزو کردن,میل شدید داشتن

lusterless[adj]

کدر,بی جلوه

lustrous[adj]

رخشان

lute[n]

لوت (ساز)

luteinizing hormone[n]

هورمون لوتئینی‌کننده,LH

luxembourg[n]

لوکزامبورگ

luxor[n]

اقصر، شهری در مرکز مصر در شرق رود نیل که مرکزی برای بازدیدکنندگان از ویرانه های تبس و اطراف آن است

luxuriant[adj]

پرپشت و سالم (مو)

LanGeek
دانلود برنامه