جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
luscious
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
lusciousest
شکل تفضیلی
lusciouser
درجهپذیر
مثالها
The model's luscious hair cascaded down her back, drawing attention to her stunning features.
موهای وسوسهانگیز مدل روی پشتش ریخته بود و توجه را به ویژگیهای خیرهکنندهاش جلب میکرد.
02
خوشطعم, لذیذ
(of food) having a rich, sweet, and appealing flavor
مثالها
The bakery was filled with the scent of luscious strawberry tarts fresh from the oven.
نانوایی پر از عطر تارت های توت فرنگی خوشمزه تازه از فر بود.
03
پر زرق و برق, پر شکوه
having a rich quality
مثالها
The luscious silk fabric flowed smoothly through her fingers.
پارچه ابریشمی خوشطعم به آرامی میان انگشتانش جاری شد.
درخت واژگانی
lusciously
lusciousness
luscious



























