آب (چیزی را) گرفتن
دستمال لولهای آشپزخانه
خشک کردن
شرق • شرقی
زیبایی شناسی
ارزیابی
احترام
برآورد کردن
تابستانی
معده
محو کردن
ناقص کردن
و
طویله
برقرار کردن
موسسه
طبقه
قفسه
قلع (عنصر با نماد Sn)
پز (دادن)
مالیدن (چیزی روی چیزی)
اسب (نر)
تالاب
وضعیت
ایالات متحده
تابستان
خاموش کردن
خاموش
پهن کردن
وسعت
ابدی
ابدیت
عطسه
عطسه کردن
اصول اخلاقی • اخلاقی
قومشناس
درخشان
برچسبزنی
برچسب
کشیدن
پارچه
ستاره
ستاره دریایی
شگفتانگیز
متعجب
شگفتی
حواسپرتی
گیج
بهت زده کردن
سرگیجه
عجیب
غریبه • بیگانه
بودن • انسان
بسیار عصبی بودن
به سیم آخر زدن
در دو جا کار کردن
از شادی در پوست خود نگنجیدن
خیالپردازی کردن
حساب بانکی مقروض داشتن
هم نظر بودن
عصبانی بودن
خراب بودن
تنگ
مطالعه
تحصیلات
مطالعات اجتماعی
دانشجو
تحصیل کردن
حسن تعبیر
مسرور
یورو
اروپا
اروپایی • (فرد) اروپایی
آنها
تخلیه
ارزیابی
ارزیابی کردن
ترویج انجیل
غش کردن
تبخیر
تبخیر کردن
رفع خستگی
بیدار کردن
واقعه
بادبزن (دستی)
دل و روده درآوردن
احتمالا
کوشیدن
قطعا
واضح
سینک ظرفشویی
دوری کردن
پیشرفت کردن
پیشرفت
فرگشتگرایی
تداعی کردن
زن سابق
شوهر سابق
شدت بخشیدن
درست