به شگفت آوردن
(دستگاه) فرستنده • ساطعکننده
پخش کردن (از رادیو، تلویزیون)
شترمرغ استرالیایی,امو
شورش
مهاجرت
مهاجر
ورقه ورقه بریدن
برنامه (رادیو، تلویزیون)
بههم ریختن
اسبابکشی کردن
همراه (خود) بردن
احساسی
احساسات
متاثرکننده
تصاحب کردن
مشکل
منع کردن
امپراطور
امپراطوری
بدتر شدن
جا
کاربرد
زمانبندی
کارمند
به کار گماشتن
کارفرما
زودجوش
با خود بردن
اثر
باملاحظه
سلطه
به زندان انداختن
وام
قرض گرفتن
متاثر
رقابت سازنده
در (مکان) • آن
پیش
خسته شدن از
ذله شدن
به ستوه آمدن از
کاسه صبر (کسی) لبریز شدن
پایینِ
رنگی
نقش مهمی نداشتن
در خطر,در معرض تهدید
نامرتب
در دو کلمه (به طور خلاصه)
سریع
زنده (برنامه)
اوقات خوشی داشتن
کامل
نقدی
روبهروی
بالاخره
سرحال
بالای
در معرض خطر
آنلاین
با جزئیات فراوان
سیاه و سفید
محشر
بخشی
تاخیر
در عوض
جلو (بودن)
در هر صورت
از کسی دلخور بودن
عنوان
استاد راهنما
مدیریت
سازماندهی کردن
در صندوق گذاشتن
باردار • حصار
زنجیره
مشعوف
مسحور کردن
درهمپیچیدگی
درهم گیر دادن
زمین محصور
دست و پا گیر
حجم
هنوز
تشویق کردن
مرکب
دائرةالمعارف
(بیماری) بومی
مقروض
مقروض کردن
کاسنی فرنگی
آسیب دیده
به خواب رفتن
مکان
اندودن
استقامت
پرطاقت
انرژی