جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
empirer
01
بدتر شدن, وخیمتر کردن
devenir plus mauvais ou plus grave
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل حالتی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
empire
اولشخص جمع
empirons
اولشخص زمان آینده
empirerai
وجه وصفی حال
empirant
اسم مفعول
empiré
اولشخص جمع زمان ناقص
empirions
مثالها
La situation économique a empiré cette année.
وضعیت اقتصادی امسال بدتر شد.
02
بدتر کردن, وخیمتر شدن
rendre quelque chose plus mauvais ou plus grave
مثالها
Ses critiques ont empiré le conflit.
انتقادهایش بدتر کرد درگیری را.



























