جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'émigration
01
مهاجرت
le fait de quitter son pays pour s'installer dans un autre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
L'émigration des jeunes vers les grandes villes augmente chaque année.
مهاجرت جوانان به شهرهای بزرگ هر سال افزایش مییابد.



























