جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
endommagé
01
آسیب دیده, خراب، خسارت دیده
qui a subi des dégâts ou des dommages physiques
مثالها
La cargaison est arrivée endommagée au port.
محموله به بندر آسیبدیده رسید.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آسیب دیده, خراب، خسارت دیده