گیج
گیجی
مرخصی
فریزر
انجماد
منجمد
منجمد کردن
همنوع
احتقان
مخروطیان
مخروطی
حدس
همسر
پیوستگی
اوضاعواحوال
موقتی
صرف فعل (در دستور زبان)
زناشویی
یکی کردن
علم
بلد بودن
متصل
وصل شدن
اتصال
اتصال
تبانی
معنی ضمنی (زبانشناسی)
فتح
اختصاص دادن
هشیاری
دقیق
آگاه
سربازگیری
ازخودگذشتگی
پیاپی
توصیه
هیئتمدیره
توصیه کردن • مشاور
مشاور هنری,مشاور هنری
رضایت دادن
نتیجه
قابل توجه
محافظهکار (سیاست) • سنتی
محافظت
هنرکده موسیقی
محافظت کردن
قابل ملاحظه
خیلی
توجه
دستور
(غذا) حجیم
کنسول (برای بازی)
تسلی دادن
مصرفکننده • مصرف کننده
مصرف
مصرف کردن
حرف بی صدا
دائما
ثابتقدم
مشاهده
تصدیق کردن
حیرت
یبوست
تشکیل دادن
ترکیب
سازنده
ساخت
درست کردن
مشاور
مراجعه (به کتاب، اسناد و ...)
مشورت کردن
تماس
تماس گرفتن
واگیردار
سرایت
آلوده کردن
قصه
داستان شگفتانگیز,قصه پریان
تماشا کردن
معاصر
مخزن حمل بار
محتوی (چیزی) بودن
خوشحال
راضی کردن
اختلاف • مورد بحث
مضمون
قابل اعتراض
اعتراض کردن
راوی
شرایط
قاره
قارهای
مداوم
ادامه دادن
تداوم
بند باز
جلوگیری از بارداری
منقبض کردن
بازدارنده
بر خلاف