حلزون
همکار
همکاری
همکاری کردن
تکهچسبانی
جوراب شلواری • چسبنده,چسبناک
تطبیق
چسب
جمعآوری کردن
دسته جمعی • گروه
مجموعه
جمع کردن
کلکسیونر
مدرسه راهنمایی
دانشآموز دورهی راهنمایی
همکار
چسباندن
گردنبند
گردنبند چسبیده به گردن,گردنبند تنگ
تپه
تصادف
مذاکره
محلول چشمی
هم اتاقی
همخانه
کبوتر
کلمبیا
کلمبیایی • (فرد) کلمبیایی
روده بزرگ (زیست شناسی)
استعماری
مستعمره
ردیف ستون (معماری)
ستون
ستون فقرات
(عمل) رنگ کردن
رنگارنگ
رنگ کردن
نقاش متخصص رنگآمیزی
کما
مبارزه
رزمنده
جنگیدن
چقدر
ترکیب
لباس پرواز,کمبینه پرواز
اتاق زیر شیروانی • پُر
پُر کردن
سوخت • قابل اشتعال
اشتعال
کمدی
کمدی اکشن,کمدی اکشن
کمدی موزیکال
کمدی سیاه,کمدی تاریک
کمدی رمانتیک,کمدی عاشقانه
بازیگر کمدی • متظاهر
قابل خوردن • مواد خوراکی
ستارهی دنبالهدار
کمدی • کمدین
کمیته
سفارش
دستور
مثل • چه • به محض اینکه
یادبود
بزرگداشت
زنده نگاه داشتن (یاد کسی یا چیزی)
شروع کردن
چگونه • چگونگی
اظهار نظر
نظر دادن
تاجر • تجاری
تجارت
تجاری • فروشنده
به بازار عرضه کردن
مرتکب شدن
کمک پیشخدمت,پیشخدمت تازهکار
دلال حراج
کلانتری
کارمزد
کمد کشودار • آسانگیر
ضربه مغزی,آسیب خفیف سر
متداول
اجتماعی
اجتماع
کمون (تقسیمات کشوری فرانسه)
ارتباط
ابلاغ کردن
فشرده
دوست
مقایسه
مقایسه کردن
کوپه (قطار)
پرگار
همدردی
سازگار
جبران کردن
قابلیت
لایق
رقابتی
رقابت
مجموعه (ادبی)