جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La collection
01
مجموعه, کلکسیون
ensemble d'objets rassemblés par intérêt ou pour exposer
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
collections
مثالها
La collection de timbres de mon grand-père est impressionnante.
مجموعه تمبر پدربزرگم چشمگیر است.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
collection
collect



























