جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
consentir
01
رضایت دادن, موافقت کردن
accepter ou donner son accord à quelque chose
مثالها
Elle consent à aider son collègue.
او موافقت میکند که به همکارش کمک کند.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
رضایت دادن, موافقت کردن