جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
کسی را تهدید کردن
او رازی درباره همکارش کشف کرد و تصمیم گرفت از آن برای تحت فشار قرار دادنش استفاده کند تا در کار مزیت پیدا کند.
نگه داشتن, برای فصل بعد نگه داشتن
آنها تصمیم گرفتند برخی از تزئینات تعطیلات را برای فصل بعد نگه دارند.
حفظ کردن, نگه داشتن
علیرغم تغییر در رهبری، آنها برخی از کارکنان باتجربه را حفظ کردند.
تمدید کردن, در سمت نگه داشتن
شهردار به دلیل پروژههای زیرساختی جاری برای یک سال دیگر در سمت خود باقی ماند.
به تعویق انداختن, موکول کردن
بحث درباره بودجه به دلیل محدودیتهای زمانی به تعویق افتاد.
توسعه دادن, ادامه نمایش
فیلم به قدری مورد استقبال قرار گرفت که تداوم یافت و یک ماه دیگر در تئاتر نمایش داده شد.
به تعویق انداختن, تاخیر انداختن
جلسه به تعویق افتاد تا زمانی که شرکت کنندگان لازم بتوانند حضور یابند.
LanGeek



























