جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او گیاهان خشک در باغ را آبیاری کرد.
پس از مبارزه با الکل، او یک سبک زندگی خشک را برای بازگشت کنترل زندگی خود پذیرفت.
خشکوخالی
او ترجیح میدهد نان تستش خشک باشد، از طعم خالص نان لذت میبرد.
طنز خشک او همه را غافلگیر کرد، در حالی که او خط punch را با چهره ای جدی ارائه میداد.
غیر شیرده
دامدار شیرداری که کدام گاوها خشک بودند را یادداشت کرد تا برنامه پرورش آنها را به طور مؤثر مدیریت کند.
تلخ (نوشیدنی الکلی)
او یک شراب قرمز خشک را ترجیح میدهد که غنای غذا را تکمیل میکند.
خشک (رنگ یا جوهر)
رنگ باید کاملاً خشک باشد قبل از اعمال لایه دوم برای جلوگیری از لکه دار شدن.
پاسخ خشک او به خبر همه را متعجب کرد، زیرا آنها انتظار واکنشی احساسیتر داشتند.
سخنرانی آنقدر خشک بود که چندین دانشجو برای بیدار ماندن تقلا کردند.
سبک نوشتاری خشک او بر وضوح و دقت تمرکز دارد تا تزئین.
بعد از پیادهروی طولانی، او احساس تشنگی کرد و به بطری آبش دست برد.
خشکیده
رودخانه خشک همیشه در فصل خشکسالی نگرانی برای کشاورزان محلی است.
پیشبینی هوا، هوای خشک را برای تمام هفته پیشبینی کرد، که برای فعالیتهای فضای باز عالی است.
خشک کردن
بعد از شستن موهایش، او از حوله ای برای خشک کردن آن استفاده کرد.
حولههای خیس را در آفتاب بگذارید، و در نهایت خشک خواهند شد.
او گیاهان را با آویزان کردن آنها به صورت وارونه در یک منطقه گرم و دارای تهویه مناسب خشک میکند.
خشکیدن, خشک شدن
گیاهان به سرعت خشک میشوند وقتی در یک منطقه گرم و دارای تهویه مناسب آویزان میشوند.
فراموش کردن (دیالوگ)
در طول نمایش، او ناگهان یادش رفت و روی صحنه یخ زد، مطمئن نبود که خط بعدی چیست.
خشکی صحرا زنده ماندن گیاهان را دشوار میکرد.
درخت واژگانی



























