جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
هزینه اتاق هتل شامل صبحانه و دسترسی به وایفای بود.
اتهام
متهم با چندین اتهام، از جمله دزدی و ضرب و شتم مواجه شد.
هجوم آوردن
شوالیه یک حمله را علیه نیروهای دشمن رهبری کرد.
بار الکتریکی یک ویژگی اساسی ماده است که میتواند مثبت یا منفی باشد.
وظیفه
کودک در طول سفر میدانی تحت مراقبت معلم بود.
مسئولیت
مهندس ماموریت بهبود طراحی پل را دریافت کرد.
فرد مسئول
پرستار بچه تمام بعدازظهر از تحتسرپرستیهای جوانش مراقبت کرد.
چاشنی (باروت)
تیم تخریب یک بار در ساختمان قدیمی قرار داد.
نشان
سپر شوالیه یک شیر نشان داشت.
بیانیه رسمی
ژنرال قبل از نبرد به نیروها یک دستور داد.
تخلیه (ناگهانی)
اعلامیه غافلگیرکننده یک شارژ هیجان در جمعیت ایجاد کرد.
بار انرژی
وسواسها اغلب شامل یک بار قوی از میل یا اضطراب میشوند.
شارژ, سطح باتری
شارژ سریع 10 دقیقهای 300 کیلومتر برد اضافه میکند.
(هزینه خاصی را) مطالبه کردن
هتل ممکن است برای خدمات اضافی فراتر از نرخ اتاق هزینه دریافت کند.
حمله کردن, یورش بردن
سواره نظام با تمام نیرو به خطوط دشمن حمله کرد و تشکیلات آنها را در هم شکست.
متهم کردن
دادستان تصمیم گرفت بر اساس شواهد متهم را به سرقت متهم کند.
شارژ کردن
او فراموش کرد که لپتاپش را شب شارژ کند، بنابراین در حین ارائه باتری آن تمام شد.
یورش بردن
بچهها به محض رسیدن کامیون بستنی به سمت آن حمله کردند.
وظیفه محول کردن
مدیر به او ماموریت داد که بر کمپین جدید بازاریابی نظارت کند.
شکایت کردن
او دوستش را به خیانت متهم کرد وقتی که راز را کشف کرد.
اتهام زدن
شاهد اتهام زد که متهم در صحنه جرم بوده است.
شارژ کردن
آنها کامیون را قبل از سفر طولانی با لوازم پر کردند.
شارژ کردن
برقکار خازن را شارژ کرد تا مدار را پایدار کند.
اشباع کردن
او با ورود به اتاق، فضای اتاق را از هیجان پر کرد.
واگذار کردن (مسئولیت یا وظیفه)
ورشکستگی شرکت به تصمیمات ضعیف مدیریت منسوب شد.
قیمت گرفتن, قیمت گذاشتن
رستوران برای یک وعده غذایی سهگانه 20 دلار دریافت کرد.
مجاب کردن (قانونی)
ژنرال به نیروهایش دستور داد که بدون تأخیر برای نبرد پیش رو آماده شوند.
تامین کردن (جهت شارژ)
سربازان قبل از تمرین آموزشی سلاحهای خود را شارژ کردند.
متهم کردن, اتهام وارد کردن
پس از استدلالهای پایانی، قاضی به هیئت منصفه در مورد استانداردهای قانونی تردید معقول توصیه کرد.
(شوروشوق) برانگیختن, هیجانزده کردن
اعلام لیست کنسرت جمعیت را با هیجان پر کرد.
گوش به فرمان دراز کشیدن (سگهای شکاری)
سگ شکاری بلافاصله دراز کشید هنگامی که مربی علامت داد.
پرداخت کردن, به تعویق انداختن
صندوقدار خرید را به کارت اعتباری من شارژ کرد.
درخت واژگانی



























