جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
آنها زیر سایه یک درخت بلوط بزرگ نشستند تا از گرما فرار کنند.
سایه, فامسایه
او با دقت سایه کامل آبی را برای دیوارهای اتاق خوابش انتخاب کرد، با هدف ایجاد یک فضای آرام و بیدغدغه.
کرکره
او پرده را پایین کشید تا اتاق را خنک نگه دارد.
آباژور, سایه لمپ
او سایهبان لامپ شکسته را با یک سایهبان جدید جایگزین کرد.
نوع, تفاوت اندک
در توضیح او سایهای از شک وجود دارد.
سایه, سایهزنی
نقاش سایهها را به تپهها اضافه کرد تا احساس عمق ایجاد کند.
شبح, سایه
او سایه آن شب تراژیک را در حافظهاش حمل میکرد.
سایه, سایه انداختن
مدیر جدید در سایه مدیرعامل کار کرد.
سایه انداختن بر, سایه کردن بر
درخت سایه میاندازد بر روی پاسیو از آفتاب بعدازظهر.
سایه انداختن, محافظت کردن
عینکهای آفتابی از چشمان در برابر نور خورشید روشن محافظت میکنند.
سایهروشن کردن, سایهروشن کردن
او با دقت سیب را در نقاشی خود سایهزد، با استفاده از فشارهای مختلف مداد برای ایجاد عمق و واقعگرایی.
تدریجی تغییر کردن, سایه زدن
غروب خورشید از نارنجی به بنفش تیره تدریجاً تغییر میکرد.
ظریف کردن, تنظیم کردن
آشپز چاشنی را برای طعم دادن تنظیم کرد.
درخت واژگانی



























