جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فرار کردن
بچههای شیطان با آبنبات از مغازه بدون پرداخت فرار کردند.
چاپ کردن, فتوکپی گرفتن
او چندین نسخه از گزارش را برای توزیع بین تیم چاپ کرد.
فراری دادن, راندن
معلم مجبور شد دانشآموزان مختل کننده را از کلاس بیرون کند.
فرار کردن, گریختن
او از صحنه فرار کرد، و تماشاگران را مبهوت اجرای پرانرژی خود گذاشت.
دور دوم انتخابات را برگزار کردن
به دلیل تساوی، مجبور شدند برای تعیین برنده دور دوم برگزار کنند.
فرار کردن, به طور مخفیانه رفتن
برخلاف خواستههای خانوادههایشان، آنها تصمیم گرفتند فرار کنند و در یک مراسم کوچک و خصوصی ازدواج کنند.
به سرعت تولید کردن, سریع نوشتن
او مجبور شد یک گزارش به سرعت تهیه کند برای جلسه.
با کار کردن, با استفاده از کار کردن
این ماشین میتواند با برق کار کند، که آن را دوستدار محیط زیست و مقرونبهصرفه میسازد.
اسهال داشتن, دچار اسهال شدن
او نتوانست به پیکنیک برود زیرا تمام روز اسهال داشت.



























