جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نوین, مدرن
پیشرفتهای پزشکی مدرن به طور چشمگیری امید به زندگی را بهبود بخشیدهاند.
مدرن
بیمارستان جدید به فناوری پزشکی مدرن برای مراقبت بهتر از بیماران مجهز شده است.
مدرن, معاصر
معماری مدرن آسمانخراش با خطوط صاف و نمای شیشهای مشخص میشد، در تضاد با ساختمانهای سنتی آجری مرکز شهر.
مدرن, آوانگارد
رویکرد مدرن او به ازدواج، نقشهای جنسیتی سنتی را به چالش میکشد.
مدرن, معاصر
انگلیسی مدرن به طور قابل توجهی از انگلیسی قدیم و میانه تکامل یافته است.
مدرنها, طرفداران مدرنیته
مدرنها در جامعه هنری، سبکهای انتزاعی را به جای تکنیکهای کلاسیک میپذیرند.
مدرن, پیرو مدرنیسم
به عنوان یک مدرن، او فرمهای هنری سنتی را به نفع بیان انتزاعی به چالش کشید.
مدرن, قلم مدرن
جلد کتاب با استفاده از یک مدرن چاپ شده است، که به آن ظاهری تمیز و حرفهای میدهد.
درخت واژگانی



























