جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
repasser
01
دوباره برگشتن, دوباره سری زدن
retourner à un endroit où l'on est déjà allé
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل حرکتی
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
repasse
اولشخص جمع
repassons
اولشخص زمان آینده
repasserai
وجه وصفی حال
repassant
اسم مفعول
repassé
اولشخص جمع زمان ناقص
repassions
مثالها
Elle repasse souvent dans son quartier d' enfance.
او اغلب به محله دوران کودکیاش سر میزند.
02
اتو کردن
lisser des vêtements avec un fer chaud pour enlever les plis
مثالها
Elle repasse le pantalon avant la réunion.
او قبل از جلسه شلوار را اتو میکند.
03
دوباره نشان دادن, دوباره نمایش دادن
montrer ou diffuser à nouveau
مثالها
Je repasse la vidéo pour mieux comprendre.
من ویدیو را دوباره پخش میکنم تا بهتر بفهمم.
04
تیز کردن (تیغه)
aiguiser ou affûter une lame
مثالها
Il faut repasser cette hache avant de l' utiliser.
قبل از استفاده باید این تبر را تیز کرد.
05
بازبینی کردن, مرور کردن، بررسی کردن
examiner ou vérifier à nouveau
مثالها
Repassons ensemble les détails du contrat.
بیایید با هم جزئیات قرارداد را مرور کنیم.
06
دوباره گذراندن
faire quelque chose à nouveau
مثالها
Elle repasse toujours ses devoirs pour les améliorer.
او همیشه تکالیفش را برای بهبود آنها دوباره انجام میدهد.
07
(چیزی را به کسی) دادن, (چیزی را به کسی) دوباره دادن
donner quelque chose à quelqu'un (à nouveau)
مثالها
Je te repasse ton stylo que tu as oublié.
من به تو برمیگردانم خودکاری که فراموش کردهای.



























