[حرف تعریف معین اسامی مفرد مونث] • او را • لا
آنجا
برچسب اطمینان
آزمایشگاه
شخم
شخم زدن
لابردور,سگ لابردور
دریاچه
بند (کفش)
شُل • (فرد) ترسو
رها کردن
شیری
ماهیت غیردینی
زشت • زشتی
پشم
(فرد) لائیک • غیر دینی
قلاده
گذاشتن
به حال خود رها کردن
یادداشتی گذاشتن
شیر
شیر شکلاتی,شیر کاکائویی
نوشیدنی تخم مرغ,شیر تخم مرغ
شیرخشک
شیر خشک نوزاد,فرمول شیرخوار
شیرفروش • شیری
کاهو
کاهو مارچوبه,کاهو ساقهای
کاهو آیسبرگ,کاهوی کوه یخی
(شتر) لاما
چراغ
چراغ میز,لامپ میزی
پرتاب (موشک به فضا)
پرتاب کردن
کالسکه (بچه)
زبان (اندام)
زبان مادری
ضعیف
جواهرساز (با سنگ قیمتی)
خرگوش
خرگوش دم سفید,خرگوش صحرایی دم سفید
اشتباه لفظی
روغن جلا
پیه خوک
پهن • گشاد,وسیع
کاملا
عرض
پایین انداختن
دزد
شفیره
حنجره
لازانیا
خستگی
توفال
روشویی
شستشو
اسطوخودوس • اسطوخودوسی
ماشین لباسشویی
ماشین ظرفشویی
شستن
سیاهقلم آبمرکبی (سبک نقاشی)
سست
لباس نوزاد • آبی نوزادی
او را • حرف تعریف
ویترینتماشا
لیسیدن
خواننده (کتاب و غیره)
امپیتی پلیر
خواننده (روزنامه، مجله و ...)
(عمل) خواندن
قانونی
افسانهای
افسانه
سبُک
لگینگ,شلوار تنگ
مقننه
قانون
قانونی
وصیت
به ارث گذاشتن
سبزیجات
حبوبات
روز بعد
کند
به آرامی
کندی
عدس
لنز چشمی
پلنگ
حرف تعریف معین اسامی جمع • آنها (را)
زخم
(عمل) شستن
رخت چرک
حرف (الفبا)
خبرنامه,نامه خبری
نامه درخواست
انگیزهنامه
ادبیات (رشته تحصیلی)
به آنها
بالا بردن • (عمل) برخاستن