کوه یخ (شناور در آب)
اینجا
ایدهآل • آرمان
فکر
شناسایی کردن
ابله
نادانی
ندانستن
ایگوانا
او [ضمیر فاعلی سوم شخص مفرد مذکر]
وجود دارد
جزیره
غیر قانونی
غیرمنطقی
هایلایتر,روشنکننده
روشنایی
روشن کردن
تصور غلط
شعبدهباز
تصویرگر
مثال
توضیح دادن
آنها
تصویر
مجموعه تصاویر
خیالی • قوهی تخیل
قوهی تخیل
تصور کردن
(آدم) احمق • احمق
مست
مقلد • پیرو (سبک هنری)
ادای کسی را درآوردن (برای شوخی)
غیرقابل خوردن
ثبت (در دفتر)
فوری
فوراً
عظیم
غوطهور کردن
نالایق
(عمل) غوطهور کردن در آب
ساختمان
ساختمان اداری
ساختمان بلندمرتبه,آسمانخراش
مهاجرت
مهاجر
نزدیک
ملکی • املاک
نامیرا
پایدار
ایمنی
ضعف سیستم ایمنی
تاثیر
خبط (عامیانه) • (عدد و غیره) فرد
ایمپالا,غزال ایمپالا
بیطرف
تألمناپذیری
بیصبری
بی صبر
حوصله (کسی را) سر بردن
بیعیب
ملکه
نقص
(مربوط به) امپراتوری • گارد سلطنتی
امپریالیست • امپریالیستی
ضد آب کردن (لباس)
بارانی (لباس) • ضد آب
پر شور
بیرحم
پروتز ایمپلنت
تاسیس
شکل گرفتن
بیادبی
مردمناپسند
مهم
وارد کردن
وارد کردن
مزاحم (کسی) شدن
تحمیل کردن
مالیات
مالیات
تاثیر
تحت تاثیر قرار دادن
امپرسیونیسم
(هنرمند یا نقاش) امپرسیونیست • (مربوط به) هنر امپرسیونیستی
واقعه غیرمنتظره
پرینتر
چاپی (پارچه) • پارچه چاپی
چاپ کردن
کارگر چاپخانه
اجرای بداهه
(بدون برنامه قبلی) تدارک دیدن
بهطور ناگهانی
با بیاحتیاطی
کار نسنجیده
ناتوانی
نسنجیده • (فرد) بیفکر
عجول بودن
دور از دسترس
غیر قابل انتقال
دوستنداشتنی,شایسته عشق نیست