دم کردن
دمنوش
مهندس
مهندس عمران
خلاق
فرو دادن
افشانه
استنشاق کردن
در ابتدا
ابتکار
تزریق کردن
تزریق
دشنام
غیرعادلانه
بیعدالتی
بیگناه
بیشمار
ابداعی
نوآوری
بیآزار
سیل
پر از آب کردن
فراموش نشدنی
باورنکردنی
ضد زنگ • فولاد ضد زنگ
نگران
نگران بودن
نگرانی
ناراضی
ثبتنام
ثبتنام کردن
ثبت نام شده
حشره
ناامنی
نامعقول
جدانشدنی • دوست همیشگی
گنجاندن
کماهمیت
اشاره غیرمستقیم
بیمزه
اصرار کردن
وقاحت
بیخواب • (فرد) بیخواب
بیخوابی
بیقیدی
بیقید
بازرسی کردن
بازرس
بازرسی
الهام
لق • دمدمی
استقرار
نصب هنری
نصب کردن
مصرانه
لحظه
تاسیس کردن
موسسه
آموزگار
تاسیس
آموزنده
آلت موسیقی
ساز نیدار,ساز زبانهای
ساز زهی,آلت موسیقی زهی
ساز بادی چوبی,ساز بادی از جنس چوب
نوازنده
ناکافی
دشنام
دشنام دادن
غیرقابل تحمل
شورش
تماما
همه
اتحاد
وارد کردن
عقلانی • روشنفکر
هوش مصنوعی,AI
باهوش
آب و هوای بد
جاودانه
شدید
شدید
تشدید کردن
شدت
قصد
کنش متقابل
بینفرهنگی
ممنوعیت
منع کردن
میانرشتهای بودن
ممنوع
جالب
مربوط بودن به
نفع
(فضای) درون • داخلی
مدت زمان کفالت
حرف ندا (دستور زبان)
مخاطب
از جا پراندن
واسطه • میانی